آداب و رسوم ازدواج در بين  کردشولی

کردشولی ها  مانند هر قوم و قبيله اصيل ايراني همچنان بر سنت ها و فرهنگ هاي كهن قومي خود پايبند هستند و برطبق آداب و سنن قومي ازدواج مي كنند.

کردشولی ها در تمامي مراحل تشكيل خانواده سنت ها و آداب و رسوم خاص خود را اجرا مي كنند. 

پسرکردشولی  پس از انتخاب همسر آينده خود كه از بين ايل و قبيله خود ویا ایل وقبیله دیگری برمي گزيند، نظر خود را با خانواده در ميان مي گذارد آنها هم قاصدي فرستاده و از خانواده دختر اجازه مي گيرند(راه صافی)، براي گفتگوي اوليه به منزلشان بروند. 
پدر دختر پس از مشورت با بزرگان طايفه به آنها اجازه مي دهند و پيكي را مي فرستند و از آنها دعوت مي كنند. 
روز موعود خانواده پسر با جمعي از بزرگان قوم به خانه دختر مي روند و در نشستي بزرگان دو خانواده به ترتيب منزلت صحبت و اظهار نظر مي كنند و در اين جلسه قرارجلسه بعدي براي تعيين مهريه و بازبيني شناسنامه دختر و پسر گذاشته مي شود. 
هريك از آداب و رسوم خاص آيين ازدواج در بين کردشولی يك پيام دارد كه براي حفظ كيان خانواده و هويت قبيله اي نسل به نسل منتقل شده است. 

برخي از كارهايي كه براي مقدمات عروسي انجام مي شود به يك اصطلاح خاص در بين آنها معروف است نظير بله  بروني كه همان تعيين مهريه است وپس از توافق طرفين توسط قباله نويس قبيله ثبت مي شود و بعد از آن شناسنامه دو طرف بازبيني مي شود. 

جهيزيه عروس كه در بين آنها به جاهاز معروف است، خانواده دختر سياهه اي از وسايل مورد نياز عروس را در آن مي نويسنند و به خانواده پسر مي دهند تا مهيا كنند. ویا پولی را به خانواده عروس می دهند تا جهیزیه را خرید نماید

ده روز قبل از جشن عروسي شخصي موظف است كه كارت دعوت عروسي را بين فاميل و دوستان پخش كند

 روز جشن رسم است كه تعداد ي از جوانان طايفه، داماد را به حمام برده و با آداب خاصي برمي گردانند و توسط سلماني طايفه آداب سر تراشيدن داماد برپا مي شود. 

بين کردشولی ها كار آرايش زنان و مردان توسط زنان و مرداني كه به طايفه سلماني ها معروف است انجام مي شود كه در جشن عروسي نيز پس از اصلاح عروس و داماد علاوه بر دستمزد، سلماني ها لباس دست دوم عروس و داماد را نيز صاحب مي شوند. 
سنت شيربها كه البته بسياري از خانواده ها امروزه نمي گيرند، مقدار پول مشخص شده اي از طرف خانواده عروس است كه وقت بردن بین قباله میگذارند و براي شير حلالي به مادرعروس مي دهند كه همه آن و يا مقداري از آن توسط برادرعروس همراه تكه ناني به كمرعروس بسته مي شود وبه اين معناست كه شيرت حلال شد. 

سنت زيباي بوسه بر اجاق حلال خانه پدري، هنگام بردن عروس از خانه پدر بعد از اينكه او را از زير قران رد كردند سه بار دور اجاق خانه پدري كه روزي بر آن غذا مي پخته و تناول مي كرده مي گردانند و بار آخر عروس خم مي شود اجاق را مي بوسد و خانه را ترك مي كند. 

رقص و پايكوبي سنتي کردشولی نيز برگرفته از زندگي در طبيعت و سختي هاي آن است، طوري كه عروس را با نواختن ساز و كرنا و موسيقي سنتي توسط نوازندگان محلي به خانه داماد مي آورند ومردان با چوب بازي و تركه بازي شادي خود را ابراز مي كنند. وزنان نیز با رقص های محلی شادی خود را ابراز می کنند

که این حرکت را زنان نيز با دستمال هاي رنگي در دست حركات موزوني انجام مي دهند كه بالا بردن دستمال و در هوا چرخاندن آن نشانه جنگ و آن را محكم پايين آوردن نشانه صلح و پايان دشمني مي دانند. 

لباس رنگارنگ زنان عشاير برخلاف لباس هاي تيره رنگ زنان شهري در جشن ها و دستمال هاي رنگي در دست و حركات موزون با آنها نيز برگرفته از رنگهاي شاد و و زيباي طبيعت خداداي است كه با آن خو گرفته اند. 

چوقه و كلاه دوگوش لباس مردان کردشولی  و تومان قري، دستمال سر والخالق لباس مخصوص زنان کردشولی  در جشن عروسي است. قبل از ورود عروس به خانه پدر داماد یکی دونفر از طائفه عروس جلو حرکت ماشین را گرفته ومی گویند سر سرانداز می خواد عروس پاینداز می خواد وبا گفتن این شعر تعدادی گوسفند ویا تخته فرشی را برای عروس میگیرند که بعدها بعنوان مالیه عروس قلمداد می گردد .

هنگام ورود عروس به خانه داماد پدر داماد با ذبح گوسفند و گذاشتن سر گوسفند يك طرف و تن آن در طرف ديگر عروس و داماد را از وسط آن رد مي كنند تا از بلايا محفوظ بمانند. 

در عروسي عشاير مهمانان اغلب به صرف ناهار دعوت مي شوند كه با خورشت قيمه از آنها پذيرايي مي شود.

ضرب‌المثل های رایج کردشولی

 

یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگری.

 چاقو دسته خود را نیبره.

 آدم خوش حساب شریک مال مردم

 نون نسه را نخور پارس برآفتاب کن

گدا به گدا رحمت خدا

کاچی بهتر از هیچی

آدم باید رو سر تل بلند خاک بکنه می سرخودش

که کهنه باد نده

کلاهت ببه بالا چوبزن زیرش

نبرن سرآو تشنه برت گردونن

سواره از پیاده خبر نداره

کم گشنه ایمون نداره

گرگ وس مین گله  وای به او که یکی داره

عقد ددر عمو وکرعمو را مین آسمونا بسنه

هرکه به امید همسایه نشس گشنه می مونه

ددری که ننش تعریفش کنه سی کر خالش خوبه

همیشه خدا سی کور تلیت کنه

رخت دوتا هبو مین یه رخت شویی نیره

دیگ شریکی جوش نیا


لباس مردان و زنان کردشولی

  لباسهای محلی مردان و زنان کردشولی جاذبه های خاصی دارد و آوازه آن تا دور دست ها نیز رفته و امروزه به یکی از مهمترین جاذبه های فرهنگی این قوم تبدیل شده است. پوشاک زنان کردشولی  شامل کلاهک ، آرخالق ، تنبان و پاپوش

(قر)است که بیشتر در رنگهای بسیار شاد و متنوع و الهام گرفته از طبیعت تهیه می شود . پوشاک مردان ایل را هم کلاه ، پیراهن ، آرخالق ، شال کمر ، چقه و کردک تشکیل می دهند. ایلاتی ها در گذشته دارای آرخالق و شال و کلاه های بدون لبه و نمدی بوده اند و در عصر یهلوی ناچار شدند مثل دیگران لباس یک شکل بپوشند.

 لباسی که مردان کردشولی میپوشند شامل "کلاه دوگوشی.آرخالق بلند.شال کمر.چقه.شلوار.پاپیچ و ملکی" بود.

 کلاه دوگوشی: بی کلاه بودن در کردشولی  عملی زشت است پس مردان موظفند همیشه کلاهی بر سر داشته باشند.قبل از جنگ جهانی کلاه کردشولی ها تقریبا شبیه کلاه بختیاری ها بود اما با ابتکار خوانین کلاه نمدی دو گوش فعلی ساخته شد. این کلاه از جنس کرکهای ظریف و اطیف توسط نمد مالهای ماهر و با تجربه محلی مالیده و درست می شد.

از خصوصیات این کلاه ها اینکه اولا علاوه بر زیبایی و وقار به علت سنگینی با هر باد و طوفانی از سر نمی افتد ثانیا هنگام تابش آفتاب میتوان گوشه آن را سایبان صورت نمود که معمولا در دو رنگ نخودی و خاکستری تیره دیده می شود.

 آرخالق مردانه: آرخالق لباس بلند و گشادی است که به علت داشتن دو چاک طویل در طرفین که تا بالای زانو می آید. میتوان دامنه های آن را بالا زد که هنگام دویدن و راهپیمایی دست و پاگیر نباشد.این لباس را بدون شال نمی پوشند.شال مردانه 5 یا 6 متر پارچه قهوه ای یا سفید ضخیم است که از روی آرخالق بروی کمر می پیچند که علاوه بر زیبایی باعث سالم ماندن مهره های کمر در حرکات سریع و برداشتن بارهای سنگین هنگام کوچ و استفاده از آن به عنوان جیب برای نگهداری پول.سیگار.چپق.شانه یا دیگر لوازم است.

 چقه: چقه یکنوع بافته مخصوصی است به رنگ کرم که برای زیبایی و جلوه لباس و معمولا با شال و آرخالق پوشیده می شود.

تنبان :پاپوشی ظریف وبا حجاب است که زنان ایل آن را پا می کنند وبا آن در عروسی ها رقصمحلی انجام می دهند

ادامه نوشته

توضیحاتی کلی در مورد ایلات وعشایر ایران

پراکنش ایلات وعشایر درپهنه جغرافیای کشوریکسان نبوده وچه بسامناطقی که درگذشته ازتراکم زیادجمعیت عشایری برخورداربوده وامروزه به خاطررشدسریع شهرنشینی یا تبدیل اراضی به کاربری های صنعتی، کشاورزی و... ازتعدادوتراکم جمعیت عشایری دراین مناطق کاسته شده بااینحال مناطقی ازکشور، بخصوص حوزه ی سلسلع جبال زاگرس و بویژه نواحی وسیعی از زاگرس مرکزی، هنوزهم عرصه کوچ واستقرارتعداد زیادی از ایلات وطوایف عشایری کشورمی باشد. براساس اطلاعات مورد اشاره وبررسی عشایر ایران ازنظر حوزه های اصلی کوچ واستقرار به شرح زیر قابل طبقه بندی می باشند:

الف :ایلات و عشایر مستقر درحوزه غرب و جنوب ایران 

بخش اعظم این حوزه در مناطق غرب و جنوب ایران، رشته كوه های زاگرس كشیده شده كه دارای آب و هوای مرطوب و مراتع نسبتاغنی، و بیش از ده میلیون هكتار جنگل بلوط، بادام كوهی و پسته وحشی است. وجود خصوصیات طبیعی یاد شده سبب شده ایلات و عشایر متعددی دراین منطقه پراكنده باشند. منطقه یاد شده شامل استان های كردستان، كرمانشاه، ایلام، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، لرستان ،كهگیلویه و بویراحمد، فارس، خوزستان و بوشهر می‌شود. وجود ارتفاعات سرسبز و خنك، در كنار دره های پرآب و جنگلی و دشت های معتدل و نسبتا گرم در یك محدوده نزدیك گاه زندگی كوچ نشینی در چارچوب یك منطقه محدود را میسر ساخته و دام داران را از رنج كوچ های طولانی و برون منطقه رهایی بخشیده است هرچند که دربخشی ازنواحی این حوزه مثل مناطق کوچ واستقراردو ایل بزرگ قشقایی وبختیاری باکوچ های بین استانی ودرمسیرهای طولانی تاحد چندین صدکیلومترمواجه هستیم. ازنظرمردم شناسی برخی ازگروه های عشایر معروف این حوزه عبارتند از:

عشایر كرد: از زمان‌های گذشته عشایرکرددر شمالی ترین بخش زاگرس در محدوده استان های آذربایجان غربی، كردستان، کرمانشاه وایلام پراكنده شده اند  امروزه برخی ازآن ها درنواحی دشتی وكوهپایه های منطقه اسكان یافته ویا به صورت نیمه کوچنده، رمه گردان ویاعشایرکوچنده به شیوه زندگی عشایری ادامه می دند. ایلات مشهور با گویش های مختلف کردی عبارتندازعشایرزوله، زنگنه] کلهر، سنجابی، ملکشاهی، شوهان، ثلاث باباجانی، قلخانی، کرد، جاف، شكاك، مامش، زرزا، جلالی، میلان، ایلات گلباغی، طوایف اورامانات، طوایف مریوان، طوایف سنندج، طواف بانه، عشایر جوانرود، طوایف سقز و... که در استان های کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی وکردستان پراكنده شده اند..

عشاير لرستان (لر و لك): ایلات وعشایربا قومیت وگویش لری دریك تقسیم بندی به دو بخش لر و لك تقسیم می شوند كه از نظرلهجه، سنن، آداب و رسوم و برخی مسایل مذهبی با یك دیگر تفاوت اندکی دارند. ایلات و طوایف لك در شمال و شمال غربي لرستان سكونت دارند و سرزمین لك نشین به صورت خط منحنی در دره های رودخانه سیمره میان بروجرد،‌ نهاوند،‌ خرم آباد، كرمانشاه و ایلام قرارگرفته است. در گذشته لك ها به «طوایف وند» و لرها به « فیلی» شهرت داشتند.  لرهای درسطح وسیعی درایران دراستان های لرستان، بخشی ازایلام، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، مرکزی، كهگیلویه و بویراحمد و بخشی از استان فارس و بوشهر زندگی می كنند. درسایر نقاط ایران مثل كرمان و تهران نیز طوایف پراكنده لر وجود دارند.  

درگذشته عشایرلررا به دولركوچك (الوارلرستان وایلام) و لربزرگ (الوار بختیاری وكهگیلویه و بویراحمد و ممسنی فارس ) تقسیم کرده بودند. لك ها در واقع جنوبی ترین قبایل كرد به شمار می آمده اند كه امروزه با طوایف لر آمیخته و همسان شده اند.

ایل بختیاری كه دراستان چهارمحال و بختیاری، خوزستان واستان های همجوار زندگی می كند یکی از بزرگ ترین ایلات كوچنده كشور ایران است.

منطقه ايل ممسني فارس نيز مأواي چهار طايفه لر شامل دشمن زياري، جاويد، رستم و بكش مي‌باشد. در استان كهكيلويه و بويراحمد، ايلات بويراحمد (عليا، سفلي، گرمسيري)، بهمئي، طيبي، دشمن زياري، چرام و بابوئي (باوي) سكونت دارند. منطقه كوهمره سرخی كه منطقه‌اي به وسعت بيش از 3000 كيلومتر مربع از جنوب شيراز و حدفاصل كازرون و فيروزآباد را در بر مي‌گيرد، در محدوده خود 20 ايل و طايفه كوه‌نشين را در بردارد كه بزرگترين قبيله آن ايل سرخي خوانده مي‌شود.

عشایر ترك قشقایی و خمسه فارس: استان فارس علاوه بر ایلات وطوایف لر كوچ‌نشين مذكور در فوق، مأواي دو اتحاديه ايلي بزرگ و مشهور قشقايي و خمسه است. عشاير قشقایی كه با كوچ درازمدت خود خطه اصفهان را به خلیج فارس پیوند می دهند، از مشهور ترین ایلات كشور هستند. ایلات خمسه نیز كه شامل ایل عرب، باصری، بهارلو، اینانلو و نفر است یك مجموعه یاکنفدراسیون ایلی است كه عمدتا به دلایل سیاسی در زمان قاجاریه تشکیل وامروزه اکثرآنها یكجانشین شدند.. درمنتهی الیه جنوب غربی این حوزه عشایرعرب استقرار دارندعشایرعرب عمدتا درمحدوده استان خوزستان قرار دارندواز طوایف معروف آنها میتوان به بنی کعب وبنی طرف اشاره کرد.

بطور كلي مهمترين ايلات اين محدوده جغرافيايي را ايلات بختياري، قشقايي، باشت بابويي، جرقويه، بولي، دشمن زياري، بويراحمد، بهمئي، طيبي، ممسني، خمسه، فارسيمدان، كشكولي، عرب، دره شوري، باصري، چرام و ... تشكيل مي­دهند.

 ب: ایلات و عشایر حوزه شمال غرب 

حوزه استقرارعشایر شمال غربی ایران شامل عشایرمستقردرسرزمین آذربایجان ( استان های آذربایجان شرقی،غربی، اردبیل، زنجان) و بخشی از گیلان است كه به دلیل كوهستانی بودن منطقه از تنوع آب و هوایی برخورداراست. جنگل های تنك، مرغزارهای سرسبز و مراتع پهناوروسرسبزاز ویژگی های این ناحیه است كه سبب رونق زندگی عشایر در این منطقه شده است.

در آذربایجان ایلات وطوایف متعددی مانند ایل شاهسون وارسباران زندگی می كنند. ییلاق آن ها عمدتادر كوهپایه های سبلان و قوشه داغ در پیرامون شهرهای مشگین شهر، سراب واهرواقع است و طوایف خلخال دركوه های طالش زندگی می كنند. قشلاق شاهسون ها وطوایف ارسباران، دشت مغان و گرمسیر طوایف خلخال حاشیه رود قزل اوزن است. ایلات کرد زبان میلان و جلالی نیز درهمین حوزه در منتهی الیه شمال غربی درحاشیه مرز استان آذربایجان غربی باکشورترکیه زندگی می كنند. مهمترين ايلات اين قطب را عشاير شاهسون، جلالي، قره داغ (ايل ارسباران) ميلان، شكاك، زرزا، پيران، پنيانشين، سادات، قره پاپاق، مامش وسعدلو تشكيل مي ­دهند.

پ : ایلات و عشایر حوزه شمال شرق 

حوزه شمال شرقی ایران به دلیل وسعت زیاد ازاقلیم متنوعی برخورداراست. این سرزمین دارای جنگل در قسمت ها ی شمال غربی خودو مراتع متوسط و ضعیف در سایر قسمت ها است. حوزه عشایری شمال شرق مشتمل برعشایرمستقردراستان هاي خراسان رضوی وشمالی، سمنان و بخشي از مازندران و گلستان مي‌شود، ازنظرمردم شناسی دراین حوزه گروه های عشایری کرد مانند زعفرانلو وشادلو؛ عشایرترک منطقه خراسان مانندبازمانده ایلات افشار و قاجار و تیموتاشی وترکمن های یموت، آتابای، جعفربای، گوگلان، تکه وبرخی عشایرمحلی مانندسنگسری ها، طوایف احساني و اعرابي زندگي مي‌كنند.

ايلاتي نظير ایلات زعفرانلو و شادلو از عشایری هستند كه در زمان شاه عباس اول صفوی به خراسان كوچانده شدند. ایل افشار كه از دیرزمان در خراسان ساكن بوده، ازایلات ترك زبان است. ایلات كرد زعفرانلو در شمال و شمال شرقی خراسان رضوی پراكنده شده اند. ایلات ترك افشار از منتهی الیه شمالی خراسان، درگز و كوهپایه های كپه داغ تا الله اكبرتا هزار مسجد ایلات ترك افشار و قره قویونلو و... كوچ می كنند. در مناطق تربت جام، تایباد و خواف، ایلات تیموری، هزاره و طوایف بلوچ و سیستانی زندگی می كنند. در حركت به جنوب با ایل بهلولی مواجه می‌شویم كه ییلاقش ان در ارتفاعات بیرجند و قائنات است.

اما مهمترين ايلات حوزه شمال شرق عمدتا بصورت پراكنده و به حالت رمه­گرداني و نيمه كوچندگي زندگی می کنند.

ت : ایلات و عشایر حوزه شرق و جنوب شرق 

درحوزه شرق و جنوب شرق كشور كه بخشی ازمنطقه خراسان بزرگ واستان های سیستان و بلوچستان و كرمان و هرمزگان را در بر می گیرد، تقریبا دراکثر نواحی این حوزه شرایط آب و هوایی خشک وصحرایی حاكم است. این حوزه با تنوع و تضاد اقلیمی شدید و درمجموع منطقه ای كم آب و كم باران با آب و هوای گرم كویری و اختلاف درجه حرارت چشمگیر در شبانه روز است. عشایر بلوچ، افشار، بچاقچی،سلیمانی وجبال بارزی از مهم ترین ایل های مستقر درحوزه جنوب شرق ایران هستند.

مجموع شگفتی های طبیعی، حوزه یادشده را به ۴ منطقه ییلاقی (دره های كو ه تفتان ومنطقه بردسیر و لاله زار و بارز با آب و هوای لطیف و معتدل (با اختلاف شدید درجه حرارت در روز و شب) گرمسیری (با هوای خفقان آور و گرمای شدید در شبانه روز) ساحلی (با هوای گرم و مرطوب) تقسیم كرده است. بیش ترین تراكم جمعیت عشایری این حوزه در امتداد كوهستان های مرتفع مركزی كرمان (شهرستان های كهنوج، بافت، سیرجان، جیرفت و بم) دیده می شوند. طرز زندگی خاص عشایر بلوچ، روابط خویشاوندی، پیوندهای اجتماعی، بهره گیری ازمنزلت های اقتصادی- اجتماعی درون طایفه ای، شناخت امتیازات براساس نظام سلسله مراتبی و سرداری ایلی به همراه آداب و رسوم ویژه این قومیت ازجمله جاذبه های این ایل ساكن كرانه های جنوب شرقی ایران است. بلوچ ها در مبارزه با طبیعت و اقلیم سخت و دراثر محدودیت منابع و فقر طبیعت، خصوصیاتی ویژه یافته اند كه آنان را از عشایر مناطق دیگر متمایزمی سازد

مهمترين ايلات  جنوب شرق كشور، افشار، جبال بارزي، بلوچ، آئينه­اي، سليماني، قرايي، آسيابر، خواجويي، برخوري، پشتكوهي، جازي، جاويدان، رائيني، مابكي، شكاري، شنبو، غربا، كامراني، كمچي، كماچي سنجري، كوهشاهي، نرمي، ممني، مهيني، لك بختياري، بچاقچي، لری و ... هستند كه عمدتاً در استان هاي كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان استقرار دارند.

ث : ایلات و عشایر حوزه مركزی 

حوزه مركزی ایران شامل استان های زنجان، همدان، سمنان، مركزی، یزد، تهران و بخشی از مازندران می شود كه ویژگی عمده آن ها نزدیكی به پایتخت است. این ویژگی سبب شده كه كوچ نشینان این مناطق دارای خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی متمایزی نسبت به دیگر عشایر باشند. طوایف لرچگینی وغیاثوند، طایفه ترك شاهسون وشاهسون بغدادی و بقایایی از طایفه كلهر دراستان زنجان سكونت دارند. بقایایی ازطوایف مختلف مانند شاهسون، مغانی، جمشیدی، قشقایی، اینانلو، قراقوینلو،كله كوهی و میش مستی و ... نیز دراستان مركزی در میان ساوه و استان زنجان زندگی می كنند.

در استان همدان نیز طوایف تركاشوند، ترک یارم طاقلو، جمهور، قراگوزلو و شاهسون زندگی می كنند. در دامنه های جنوبی البرز و در شمال استان سمنان و شمال و شمال غرب استان تهران طوایف کوچنده و نیمه كوچ نشین با تنوع فراوان نژادی و قومی زندگی می كنند. بطوریکه برخی محققین این را از نظر داشتن ایلات وعشایر باتنوع قومی زیاد به آلبومی از عشایرکل کشورتشبیه می نمایند. درمحدوده استان‌هاي تهران، قم و مركزي كه جمعيت نسبي و تعداد خانوارهاي آن در مقايسه با ساير نقاط عشايري كشور اندك است،عشایر سنگسري، هداوند، شاهسون بغدادي و مغانی، الیکایی،اصانلو،اینانلو،عرب های عامری وسرهنگی زندگي مي‌كنند.

 جدول زير توزيع ايلي و طايفه‌اي عشاير كشور در بخش‌هاي مختلف جغرافيايي را نشان مي‌دهد.

جدول شماره( 2-3) توزيع ايلي و طايفه‌اي عشاير كشور در حوزه‌هاي مختلف جغرافيايي

حوزه

استان

ايل

غرب و جنوب كشور

آذربايجان غربي

جلالی، میلان خوي، ميلان ماكو، شكاك، مامش، زرزا، پنیانشن، قره پاپاق

كردستان

عشایر گوران، گلباغی، اورامانات،  طوایف مریوان، طوایف سنندج، طواف بانه، طوایف سقز (عشاير كرد)

كرمانشاه

كرد جاف، كلهر، قلخانی، سنجابی، گوران و كرند، ثلاث باباجانی، زنگنه، زوله (عشاير كرد)

ايلام

ایل كرد (عشاير كرد)، ملکشاهی، ارکوازی، شوهان، خزل، روسگه و...

لرستان، ايلام

بیرانوند، حسنوند، پاپی، دریکوند، سگوند، ذلکی، ممیوند،

چهارمحال و بختیاری

ايل بختياري 

كهگیلویه و بویر احمد

ايلات بويراحمد (عليا، سفلي، گرمسيري)، بهمئي، طيبي، دشمن زياري، چرام و بابوئي (باوي)، ممسني

فارس

-        ایل قشقايي (عشاير ترك)

– اتحادیه ایلی خمسه شامل عشایرعرب، باصری، بهارلو، اینانلو و نفر

- ايل سرخي، ايل ممسني (عشاير لر و لك)

شرق و جنوب شرق

كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان

افشار، جبال بارزي، بچاقچي، بلوچ، آئينه­اي، سليماني، قرايي، آسيابر، خواجويي، برخوري، پشتكوهي، جازي، جاويدان، جبال بارزي، رائيني، مابكي، شكاري، شنبو، غربا، كامراني، كمچي، كماچي سنجري، كوهشاهي، نرمي، ممني، مهيني، لك بختياري،

شمال غربي

آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل و گيلان

ایل شاهسون، طوایف ارسباران (قره داغ) و طوایف خلخال، ایل میلان و ایل جلالی، اشكاك، زرزا، پيران، پنيانشين، سادات، قره پاپاق، مامش

شمال شرقي

خراسان، سمنان، مازندران و گلستان

سنگسري‌ها و طوايف اليكايي، احساني و اعرابي، ایل افشار (ترك)، ایلات زعفرانلو (كرد) و شادلو و قاچورلو، ایلات تیموری، هزاره و طوایف بلوچ و سیستانی، تركمن ها

مركزي

زنجان

طوایف لر چگینی و غیاثوند؛ طایفه ترك شاهسون بغدادی و بقایایی از طایفه كلهر

همدان

طوایف تركاشوند، یارم طاقلو، جیمر(جمهور) و شاهسون

تهران، قم ،مركزي

کله کوهی، کلهر، سنگسري، هداوند، شاهسون بغدادي و مغان

 ازنظر تعداد جمعیت وایلات دارای جمعیت بالای 2000 خانوار، تعداد ايلات مهم كشور 17 ايل مي‌باشد كه عبارتند از:‌ بختياري، قشقايي، ايلسون (شاهسون)، مميوند، بويراحمد سفلي، خمسه، قره‌داغ – ارسباران، بويراحمد عليا، بهمئي، ممسني، كرد، طيبي، جلالي، جبال بارزي، ذلكي،‌ بلوچ و افشار.

    جدول زير ايلات مهم كشور، پراكنش جغرافيايي و جمعيت آن را نشان مي‌دهد.

    ايلات بالای 2000 خانوار كشورو توزیع جغرافیایی و جمعيت آن درکشور

ايل

استان

جمعيت (1377)- نفر

بختياري

چهار محال و بختياري، اصفهان و خوزستان

187777

قشقايي

فارس، بوشهر، بخشي از اصفهان و چهارمحال و بختياري

112430

ايلسون (شاهسون)

آذربايجان شرقي واردبیل و گيلان

47248

مميوند

لرستان و بخشي از خوزستان و همدان

40087

بويراحمد سفلي

كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان

38668

خمسه

فارس، بوشهر، بخشي از اصفهان و چهار محال و بختياري

31715

قره داغ – ارسباران

آذربايجان شرقي

31350

بويراحمد عليا

كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان

20396

بهمئي

كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان

20286

ممسني

فارس، بوشهر و بخشي از کهگیلویه وبویراحمد

20112

كرد

ايلام

18478

طيبي

گکهگیلویه وبویراحمد

17438

جلالي

آذربايجان غربي

15796

جبال بارزي

كرمان و هرمزگان

13840

ذلكي

لرستان، بخشي از خوزستان و همدان

13263

بلوچ

سيستان و بلوچستان و بخشي از خراسان

12308

افشار

كرمان و هرمزگان

12121

مفاهیمی در موردایلات وعشایرکوچنده:


عشایرکوچنده به مردمی اطلاق می گرددکه بطورهمزمان دارای سه ویژگی زیرباشند:

الف – ساخت اجتماعی عشیره ای مبتنی برسلسله مراتب ایلی

ب – اتکای اصلی معاش به دام ودامداری

پ – شیوه زندگی شبانی مبتنی برکوچ

کوچ عشایر:

عبارت است ازجابجایی وحرکت افرادوخانوارهای عشایری بین قلمروهای ییلاقی ( سردسیر) وقشلاق (گرمسیر) که باهدف دسترسی به علوفه مرتعی تازه برای تعلیف احشام واهترازاز گرماوسرمای شدیدانجام می گیرد. کوچ عشایر معمولا باشرکت همه ی افرادخانوار، باروبنه، سرپناه قابل حمل درقالب رده های ایلی ویاامروزه به صورت انفرادی وتک خانواری صورت می گیرد.کوتاه وبلندبودن مسیرکوچ ، تغییری درمفهوم کوچ عشایر بوجودنمی آورد.

مسیرکوچ:

به خطسیرحرکت واح کوچنده ازییلاق به قشلاق اطلاق می گردد.به مسیرهای سنتی کوچ عشایر" ایلراه " گفته می شود.

زیست بوم عشایری:

محدوده ایی ازسرزمین وقلمرورده های ایلی عشایراست که علی الاصول شامل ییلاق، قشلاق ومسیربین این دو (میانبند) می باشد.

ییلاق یاسردسیر:

به محدوده زیستی وقلمرو جغرافیایی گفته می شودکه عشایرتمام ویا قسمتی ازفصول بهار وتابستان را درآن می گذرانند. دربین برخی ازعشایر به ییلاق سرحد نیز گفته می شود.

قشلاق یا گرمسیر:

به محدوده زیستی وقلمرو جغرافیایی گفته می شودکه عشایر تمام ویا قسمتی ازفصول پاییز و زمستان را درآن می گذرانند.

میانبند:

به مناطق بین قلمرو های ییلاقی وقشلاقی عشایراطلاق می گرددکه مسیرهای عبورعشایر(ایلراه ها )واطراقگاه های موقت بین راهی درمیانبندقرارداشت همچنین متناسب با فصل یادوره کوچ میانبند دارای مراتع بهارگه یا بعارچر وپائیزچربود.

سامان عرفی:

به محدوده ایی ازاراضی مرتعی اطلاق می شودکه ازگذشته موردبهره برداری تعدادمشخصی ازخانوارهای عشایری قرارگرفته وعرفا دارای حقوق بهره برداریازآن می باشد.

ایل:

 اتحادیه ایی سیاسی متشکل ازتیره هاوطوایف عشایری است که به اتکای وابستگی های خویشاوندی( نسبی، سببی وآرمانی)  ویادربرهه زمانی خاص بنا به مصالح وضرورت های سیاسی واجتماعی باهم متحدشده وتشکیل یک ایل را میدهند. معمولا ایلات دارای سرزمین وقلمرو ایلی خاص خودبوده وتحت رهبری ومدیریت شخص با سمت ایلخان یا ایل بیگ اداره می شدند.

طایفه:

عبارت ازیک واحداجتماعی ـ سیاسی متشکل ازچندتیره است ودر سلسله مراتب رده های ایلی مهمترین ومشخص ترین رده بشمارمی رود. درسلسله مراتب سازمان اجتماعی عشایر ایران اکثرطوایف بین ایل وتیره قرارمی گیرنداماطوایفی نیزوجود دارندکه به هیچ ایلی وابسته نبوده وطایفه مستقل نامیده می شوند.

تیره:

درساختاراجتماعی عشایرایران ، تیره ازمجموع چندرده یکوچک تر(مانندتش، بنکو، گوبک، دودمان و...) تشکیل میشودکه عمدتا بعدازطایفه قراردارد.ورکن اصلی طایفه وایل محسوب می شود.اساس تیره مبتنی برپیوندهای خویشاوندی واقعی واصل ونسب ازخط صلبی است که همبستگی سیاسی، اجتماعی ـ اقتصادی ودفاع ازمنافع افرادعضورابه عهده دارد.