عطاخان کردشولی کلانتر طایفه کردشولی: در آن زمان خنجشت ،آسپاس ،حاجی آباد ،آب باریک ،کردشول (سه دانگ چشمه رعنا در مالکیت صولت السلطنه (ایلخان قشقائی) –کافتر –نظام آباد وسه دانگ دیگر کردشول مالکیت خانواده قوام السلطنه بود وشخصی بنام حاجی محمد علی خان فیرو زآبادی از قوام کافتر را خریداری کرد ه بود پیش از قدرت گرفتن ؛عطا خان ستوده مقداری زمین در فیروزی آباده وهم در منطقه سرحد که جز مایملک خوانین قشقائی وحاجی محمد علی فیوز آبادی بود خریداری می کند وقتی که خوانین قشقائی ازجریان مطلع می شود،ناراحت شده که چرا شخص دیگری زمین خریداری کرده! برای عبرت دیگران وترساندن مردم وعشایر اورادستگیر می کند وبه آسپاس می برد واورا زیر شکنجه قرار می دهند که چرا زمین خریداری کرده و وی را مجبور می کنند که زمین مزبور را پس بدهد. بطوریکه خود عطاخان (برای حاج سعداله میرزایی تعریف کرده بود) آنقدراورا شکنجه می دهند که ناخن هایش می افتد . وبعد از مدتی اورا آزاد می کنند تا به خنجشت بر گردد . وبعدها برای جبران مافات قناتی بنام باقرآباد در نزدیکی آسپاس به او می دهند که عطاخان قنات را به حسین خان پسر قره محمدبیگ می دهد . عطاخان دارای دوهمسر بودهمسر اولش مرحومه نازدار (نازی) دختر جانی خان کردشولی مرحوم جواد خان عطاپور –ودخترش عالم سلطان ودخترش عالم سلطان امیر قلی خان ستوده در جوانی همسر دومش مرحومه صاحب بی بی دختر شیرخان بیگ شش بلوکی بود واز ایشان پسرهایش بنام های مرحوم امیر حسین خان ستوده- مرحوم الیاس خان ستوده – امیرقلی خان ستوده – علی قلی خان ستوده ودختر هایش حاجیه سودابه -حا جیه پروین زمان ستوده همسر مرحوم حاج علی خان احمدی – خانم تاج ستوده همسر سرهنگ آرچین حاج امان احمدی کردشولی همسرش حاجیه مملکت خسروی عطاخان برای آنکه بتواند قدرت خود را حفظ کند و بر کردشولی وروستاهاسیطره داشته باشد واز دست اندازی طوایف وایلات دیگر در امان باشد چند گزینه را مد نظر داشت ازدواج های سیاسی برای خود وفرزندانش کرد هم زمان با طایفه باصری وصلت کرد مثلا شیرین بانو همسر مشهدی ایازخان محمدی عموی محمد خان ضرغامی خواهر عطاخان بود خواهرش جهان آرا را به ملا بهروز کافتری پسر عمه اش که کد خدای قوام السلطنه در منطقه بوده می دهد. بطوریکه چندین مرتبه به اطرافیانش می گوید اگر خدا زندگی می خواهد بدهد باید مثل بهروز بدهد. دخترعطا خان بنام عالم سلطان همسر حاج ابراهیم خان هوشمند باصری پسر مشهدی ایاز خان بود. لقا سلطان محمدی دختر مشهدی ایاز خان محمدی در جوانی همسر دوم خودرا دختر شیرخان بیگ شش بلوکی انتخاب کرد و برای جواد خان پسر بزرگش هم از همین جا زن گرفت ،برای امیر حسین خان که بعد از او کلانتر ایل کردشولی شد خانم زمان خواهر محمد خان ضرغامی گرفت برای امیر قلی خان ستوده دختر آقای(بامداد) که با یکی از بزرگان دربار نسبت فامیلی داشت گرفت که از لحاظ مشکلات پیش آمده به موقع کمکش می کردند حاجی سودابه دخترش را به حسین خان کیخا کلانتر شش بلوکی داد. برای الیاس خان ستوده از شش بلوکی زن گرفت .تابا دو طایفه وایل بزرگ قرابت ونزدیکی داشته باشد. ودر در گیری های بین دو ایل خمسه وقشقائی با آنها شطرنج سیاست بازی می کرد ولی بیشتر متمایل به قشقائی بود وآنهم با سیاست وتدبیر .که بقول آنهائی که با او برخورد کرده بودند آدم زیرک وکیاس و کاردانی بود.شروع به خرید زمین واملاک بیشتر روستاها کرد مثلا کافتر ابتدا مایملک قوام بود وبه شخصی بنام حاج محمدعلی فیروز آبادی فروخت ونامبرده املاک فوق را به عطاخان فروخت. وبر اساس همین سیاست شد مالک عمده بیشتر روستاها . پیرنیا وعطاخان : حسن پیرنیا استاندار فارس می شود وچون دوست نداشته که در فارس ومنطقه کسی نفوذ نداشته باشد عطاخان وگروهی از متنفذین وملاکین فارس را دستگیر کرده ونامبرده بمدت 6ماه درشیراز زندان وبازداشت بوده واجازه بازگشت به سرحد را نداشته تا اینکه پیرنیا در باغی به قتل می رسد وعطا خان از فرصت بدست آمده استفاده می کند وبه میان طایفه خود بازمی گردد در این زمان کردشولی ها به ملاقات او می روند ودر آنجا شخصی بنام کاکاجان بگ ظهرابی به جهان بخش (پدر علی اکبر ) می گوید نون کور تو کجا اومدی؟ جهان بخش میگه : مو نون نخوردم تا بیام کله ی تورا ببروم،مردم در آن زمان در خنجشت استقبال گرمی از او می کنند . خان: دستگاه خوانین کردشولی علاوه برتیره های گوناگون خود سلسله مراتب بود وتیره های گوناگون کردشولی برای خود یک کدخدا داشتند وهرروستاها هم برای خود کدخدا داشتند .(عطاخان هم مثل بقیه کسانی که حکومت در دست داشتند وقدرت را دوست دارند با اقوام واقربای نزدیک خودحتی با برادران خود خوب نبود وبا آنها به ملایمت ومهربانی برخورد نکردکه نمونه بارز آن مرحوم کربلائی خسرو احمدی –امیر اسلان ومشهدی غضنفر خواهرزاده اش بود )