محفل گفتگوی ایلات و عشایر ایران زمین
اجتماعی خبری 
به نوشته گری سوی در کتاب مردم در حرکت خود نویسنده ومحقق آمریکائی که تز دوره دکتری خود را در ایران ودر عشایر کردشولی تحقیق نموده ، ایل کردشولی از اصیل ترین مردمان فارسی زبان ایران باستان می باشند که همچونان ایل قشقائی در ایران حضور داشته و کردشولی ها مردمی هستند مسلمان که در سال 1976 تعداد 286 خانوار بوده اند وبزرگ وکوچکی را به خوبی رعایت می کنند کردشولی ها مردمانی با صداقت و مهربان و مهمان نواز  می باشند که به واسطه داشتن  این صفات بسیار خوب زبان زد عام وخاص هستند .که در 120 فرسخی شیراز در سرحد چهاردانگه در اطراف دریاچه کافتر (ییلاق)به سر می برند وزمستان را در شهرهای جهرم و مبارک آباد قیر در( قشلاق) به سر می برند KORDSHULI,     Fars  Province,    Iran
This is a tribe of the Khamsch
Confederation  with the Basserl and 'Arab, or the Arabs tribes. The Kordshull have various traditions  about  their origin, such as
entering  Persia before, or with, the Qashqa'l. Other tradltlons  see them as a breakaway Qashqa'i  or Bakhtiari group,  the latter being more likely as they speak the Lur dialect of Farsi and not the Turklc of the Qashqa'i.  At least two tirehs, or sections, were formerly Bakhtiari sections.  Early in the twentieth century,  they were an Independent  tribe. They were considered  part of the Khamseh Confederation  from 1943 but they did not formally get recognition  as members until
the 1970s, and pol.itical power is
concentrated   in the leaders of the sections.
In the mid•1970s they numbered  353 households,  of which  296 were nomadic -
or 1,700 nomads. The 57 settled households were landowners  or agricultural  laborers living In the summer  pasture area and stili integrated  with the tribal structure.  The Kordshull consider  the sarluul, or the
summer  pasture area in northern  Fars, to be
their homeland  .or vala,,; It Is the Shadkam Valley and lies 120 kilometers (75 ml.) north of Shlraz, TIley have villages, the largest 01 which  is Khongesht, established  In the valleys -   although  the winters are too
 
severe to  keep the sheep there. The wheat and barley crops grown are important  for bread and lodder respectively. Sugar beet and other crops are grown lor sale.

Nomadism
During the summer, the nomadic  majority take their sheep Into nearby mountain pastures dally and their  time Is productive  In terms of carpet weaving. In summer they
live In a lta/lr, or light tent, open on  the south  side. Poorer Kordshuli do not  migrate but winter in the vain", keeping their small flocks in shelters, but they spend the
summer camping  with their  nomadic kinsmen. The nomads  migrate with the onset 01 cold weather  in September.
The Kordshuli do not  feel at horne in the winter pastures some 250 kilometers (150 mi.) to the south. Their six tribal sections, or tirehs, winter widely separated from each other, camping  in the mountains  at around l,()()()meters altitude,  ncar Mobarakabad
and jahrom,  south  of Fars. In this area they compete  for the lower pastures with the Qashqa'l, 'Arab, Basser! and the local
nomadic  pastorallst Kuhaki people, who live
In tents there all year round; the police have to adjudicate  in disputes. They spend the winter In their chador,  or heavy black goat. hair ridge tent with loose stone walls around the base. A wall made of the household
stores divides the Interior, and half Is used for lambs and kids and half for the lamily. Carpets arc laid or the pebble floor, and the most honored  positton  for a guest is to sil against the baggage in the center. The camp, or bei/ah, are formed of both close relatives and more distant  kin who share the same pasture. The members refer to each other as hamsayeh,  or of the same shade,  but each "tenthold,"  or IlIlIIe",  is economically Independent  and they tend to co-operate only in leading the pack trains on migration and In digging wells.
The spring  migration  begins at the Iranian New Year,and is  a time for joy for most nomadic  peoples. TIle Kordshull pack their donkeys and lead them between  IWO brushwood  flres as a symbolic "gateway" to the new year, and it is considered  unlucky
SOUTHWEST    ASIA      287


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 22:59 ] [ ایل ]
تاریخچه حضور ایلات و عشایر
متاسفانه در سالهای اخیر شاهد هستیم که زندگی ایلی و عشیره ای، دشوارتر از قبل و با ایجاد مشکلات جدید و عدیده ای، عرصه بر مردمان ایلات و عشایر، تنگ شده است.
عدم رسیدگی مسئولین، به مشکلات آنها، از بین رفتن مراتع و راههای ارتباطی ییلاق و قشلاق، نبود امکانات کافی مانند پزشک و درمانگاه و شرایط بسیار مشکل برای تحصیل و کار کودکان و جوانان ایلات و عشایر، این روزها بیش از پیش، باعث شده تا جوانان ایل به شهرها مهاجرت کرده و خود را درمیان ماشین و دود سردرگم کنند.

مگر ما ایلاتی ها چه توقع سنگینی از مسئولان داریم، مگر در مراحل مختلف طول تاریخ این مرز و بوم، جان نثاری و حمایت خود را از وطن و ناموسمان به اثبات نرسانده ایم؟


برچسب‌ها: ایلات, عشایر, ایلات و عشایر, ایل خاکشور, کافتر
ادامه مطلب
[ جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 19:20 ] [ ایل ]

متاسفانه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که کشاورزان ، با تخریب ایل راهها، عرصه را بر آنان تنگ کرده و عبور و مرور آنها را به ییلاق و قشلاق با مشکلات زیادی فراهم کرده اند. ایلات و عشایر در این مسیرها مجبور به عبور از جاده ها و بزرگ راههایی می شوند که خودرو ها با سرعت زیاد درآن درحال گذر هستند و باعث برخورد این خودروها  دامهای عشایر می شوند.


برچسب‌ها: ایلات, عشایر, ایلات و عشایر, ایل خاکشور, کافتر
ادامه مطلب
[ جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 18:10 ] [ ایل ]
خنجشت در دیرباز وزمانهای بسار دور به دهکده بافینوس معروف بوده که مرکز آن همان دهویرون یا دهبرون قدیم است که افراسیاب یکی از حاکمان زمان هخامنشیان در آنجا حکم فرما بوده ...بعلت درگیری با مادها درآن زمان مادها شبیخون زده و همه را قتل عام میکنند افراسیاب با تعداد کمی از نظامیان شکست خورده به غاری که در بالای تل جلالی هست پناه می برند سپیده دمان که وارد دهکده میشن میگویند خون جست .بعدازماهها تجدید قوا نموده و به قصد انتقام جویی حمله کرده وبا طبل و دهل شادی کنان برگشته و میگویند خون گشت یعنی انتقام گرفتیم و خون برگشت ...از آنجا بود که فلسفه خنجشت وخونگشت تحت پاس داشتن زبان فارسی نام گزاری شده است ....قدمت خنجشت به زمان یزد گرد سوم در ۱۴۸۶ سال پیش بر میگردد ....اقتباس از کتاب پنجم نظام قدیم ....ادبیات پارسی...

[ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:45 ] [ ایل ]

 الف)‌ پيشينه تاريخي

 1- (زبان، فرهنگ و آداب و رسوم، قوميتها، آثار تاريخي)

آنچه مي‌توان درباره قدمت تاريخي شهرستان اقليد بيان نمود به استناد آثاري است كه از كتب تاريخي و سفرنامه‌هاي جهانگردان بجاي مانده و بيانگر اين است كه اقليد در دوران پيش از اسلام نيز شهري آباد و مطرح بوده است. در كتاب تاريخ فارسنامه ناصري از انتشارات كتابخانه سنايي آمده است كه قدمت اقليد مربوط به دوران ساسانيان است و سنگ نوشته موجود در تل قلات مشتمل بر 21 سطر خط پهلوي (مربوط به سال 1334 هـ .ش) مؤيد اين موضوع است.

مردم شهرستان اقليد مردمي مهمان‌نواز، خونگرم، مومن و متعهد به انقلاب و اسلام و در تمامي صحنه‌ها، مراسم و مناسب‌هاي ويژه حضوري فعال دارند، مردم اين ديار بخاطر اردات قلبي و عقيده محكمي كه با خاندان عصمت و طهارت دارند در اجراي مراسم مذهبي كوشا بوده و برنامه‌هاي متنوعي را در طول سال به اجرا مي‌گذارند. آداب و رسوم مردم نيز منحصر به فرد بوده و تا حدودي دست نخورده باقي مانده است.

شهرستان اقليد داراي آثار باستاني متعددي است از جمله:

حوض دختر گبر، منبر و كتيبه مسجد جامع، قلعه آسپاس، چشمه دزدان، تپه مهرعلي فارسي، تپه فيلي، كتيبه و غار تنگ براق، تپه باستاني باقر آباد، قصر بهرام، قصر گل اندام، تل شاه نشين، تل خنجشت، تپه كوشك زر، تپه نقاره‌خانه، باتلاق بهرام گور، كاروانسراي شاه عباس، شهر نكيسا.

 

 

 

اماكن تفريحي و مذهبي شهرستان عبارتند از :

1-پارك انقلاب، چشمه رسول‌الله (ص)، 3-امامزاده اسماعيل (ع)، 4-درياچه كافتر، 5-چشمه قدمگاه (سده)، 6-آبشار تنگ براق، 7-چشمه چهل شهيدان دژكرد، 8-مسجد جامع، 9-چشمه بالنگان (حاجي‌آباد)، 10-امامزاده زبيده خاتون (ع)، 11-امامزاده زينب خاتون (ع).

ª   زبان

زبان رايج مردم شهرستان فارسي است. بخاطر وجود طوايف مختلف عشاير در نيمي از سال كه جمعيت آنها بالغ بر 40 هزار نفر مي‌رسد زبان تركي قشقايي و عرب باصري نيز رايج است تعدادي از اين عشاير هم بعضاً در روستاها و مركز شهر ساكن هستند.

 

2-موقعيت جغرافيايي و اقليمي

شهرستان اقليد با وسعت 7054 كيلومتر مربع قريب به 7/5 درصد كل مساحت خاكي استان فارس را به خود اختصاص داده است. اين شهرستان داراي دو نقطه شهري اقليد و صد و سه بخش، 9 دهستان و 80 روستا مي‌باشد و در محدوده جغرافيايي 52 درجه و 55 دقيقه طول شرقي و 31 درجه و 13 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته است. از شمال به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان‌هاي مرودشت و سپيدان، از شرق به شهرستان خرمبيد و از غرب به استان‌هاي اصفهان و كهكيلويه و بويراحمد محدود مي‌شود. مهمترين دشت‌هاي اين شهرستان عبارتند از: دشت خسروشيرين، دشت بكان، دشت نمدان، مهمترين كوههاي شهرستان نيز عبارتند از: 1-كوه آب سياه، 2-رشته كوه سفيد (كوه بل بلندترين قله آن است)، 3-كوه بكان.

رودخانه سفيد ، رودخانه گاوگدار و رودخانه شادكام مهمترين رودخانه‌هاي شهرستان بوده و درياچه نيز با مساحت ميانگين 23 كيلومتر مربع (در سال‌هاي پر باران حداكثر 48 كيلومتر مربع و در سال‌هاي خشك حداكثر 5 كيلومتر مربع واقع در دشت نمدان يكي از درياچه‌هاي طبيعي آب شيرين فارس است و با وجود عمق ناچيز از نظر زيست‌محيطي و جذب پرندگان مهاجر اهميت زيادي دارد.

شهرستان اقليد جزء مناطق كوهستاني و مرتفع كشور به شمار مي‌رود. ارتفاعات آن دنباله سلسله جبال زاگرس بوده و حداكثر ارتفاع آن از سطح دريا 3943 متر بنام كوه بل در جنوب اقليد است.

داراي زمستان‌هاي سردو تابستان‌هاي معتدل مي‌باشد. حداكثر درجه حرارت برابر با 37 درجه سانتيگراد و حداقل آن 22- درجه سانتيگراد در سردترين ماه سال است. متوسط بارندگي ساليانه در اين شهرستان بين 330-300 ميلي‌متر در مركز شهر و روستاها و 600-400 ميليمتر در ارتفاعات است. اين شهرستان يكي از نواحيي بادخيز استان بوده و اكثر مواقع سال سرعت باد قابل ملاحظه است. بنابر گزارشات واصله سرعت باد به 160 كيلومتر در ساعت نيز رسيده است.

ب)وضعيت فرهنگي و اجتماعي

 

1-ويژگي‌هاي جمعيتي: بر اساس جديدترين آمار و ذكر سال آماربرداري

درصد جمعيت مهاجر

درصد جمعيت عشايري

نرخ باسوادي

نرخ بيكاري

درصد جمعيت فعال

درصد جمعيت روستايي

جمعيت شهرستان در سال 82 در 6 ماه از سال (بهار و تابستان)

جمعيت شهرستان در سال 81 در 6 ماه از سال (پاييز و زمستان)

11000

40000

80%

5/18%

 

7/50%

142242

92242 نفر

 

 

2-آموزش عالي

تعداد مراكز آموزشگاهي، تعداد دانشجويان، رشته‌هاي تحصيلي، تعداد دانشجويان بومي و غيربومي، وضعيت اساتيد و اعضاي علمي، مسائل خاص دانشگاهي از نظر سياسي و صنفي (فعاليتهاي سياسي و اعتراضات).

در اين شهرستان يك واحد دانشگاه آزاد اسلامي فعاليت مي‌نمايد. تعداد كل دانشجويان دانشگاه 2457 نفر است كه از اين تعداد 1207 دانشجوي مرد و 1250 نفر زن مي‌باشند. تعداد اعضاي هيات علمي دانشگاه 21 نفر بوده و تعداد اساتيد حق‌التدريس 90 نفر است، تعداد 28 رشته متفاوت و در مقاطع مختلف در اين دانشگاه وجود دارد. در اين دانشگاه دو تشكل سياسي 1-كاركنان و اساتيد، 2-دانشجويان فعاليت مي‌نمايند.

  

3-آموزش و پرورش

تعداد مدارس، تعداد دانش‌آموزان به تفكيك پسر و دختر (با درصد) ـ مسائل و مشكلات آموزشي

شهرستان اقليد داراي دو اداره آموزش و پرورش اقليد و منطقه سده است كه بطور مستقل فعاليت مي‌نمايند، تعداد آموزشگاهها در شهرستان بشرح زير است:

ـ تعداد مدارس متوسطه 49 واحد

ـ تعداد هنرستان فني و  كار و دانش 7 واحد

ـ تعداد مدارس راهنمايي 75 واحد

ـ تعداد مدارس ابتدايي 120 واحد

ـ تربيت معلم 1 واحد

ـ آموزشكده فني دختران 1 واحد

ـ مدرسه استثنايي 2 واحد

ـ‌ پيش‌دانشگاهي 7 واحد


 

 

 

تعداد دانش‌آموزان تحت پوشش اداره آموزش و پرورش شهرستان اقليد

  

جمع (نفر)

مختلط

پسر

دختر

مقطع

رديف

درصد

تعداد

درصد

تعداد

721

 

 

 

 

 

كودكستان

1

6459

 

44/49

3193

56/50%

3266

ابتدايي

2

4688

 

59/45

2046

41/54

2442

راهنمايي

3

3488

 

2/51

1785

82/49

1703

متوسطه

4

526

 

6/50

266

4/49

260

پيش‌دانشگاهي

5

333

 

100%

333

 

 

هنرستان فني

6

396

 

50%

198

50%

198

هنرستان حرفه‌اي

7

356

 

7/53%

191

3/46

165

كار و دانش

8

65

 

5/75

49

6/24

16

تربيت معلم

9

273

 

 

 

100%

273

آموزشكده دختران

10

1664

 

7/53

894

3/46%

770

كانون فرهنگي تربيتي

11

 

  تعداد دانش‌آموزان تحت پوشش اداره آموزش و پرورش منطقه سده

  

جمع (نفر)

پسر

دختر

مقطع

رديف

درصد

تعداد

درصد

تعداد

1937

49%

950

51%

987

ابتدايي

1

1600

1/53

850

9/46

750

راهنمايي

2

1150

8/47

550

2/52%

600

متوسطه

3

180

3/33

60

7/66

120

پيش‌دانشگاهي

4

80

50%

40

50%

40

كارودانش و فني

5

 

‌  4- تعداد مساجد، حسينه‌ها و امامزادگان

در شهرستان اقليد 22 بقعه متبركه و امامزاده وجود دارد كه زيرنظر اداره اوقاف و هيئت امناء اداره مي‌شود.

تعداد مساجد و تكاياي شهرستان اقليد 90 باب است كه 43 باب آن 25 مسجد و 18 حسينه در شهر اقليد و 47 واحد آن در مراكز روستايي و شهر سده مي‌باشد.

5- آمار شهداء- مفقودين- آزادگان و جانبازان

تعداد شهداي شهرستان 400 نفر- تعداد جانبازان 280 نفر- تعداد مفقودين 22 نفر- تعداد آزادگان 35 نفر- تعداد بسيجيان 38000 نفر- تعداد رزمندگان 12400 نفر.

[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 18:8 ] [ ایل ]
عطاخان کردشولی کلانتر طایفه کردشولی: در آن زمان خنجشت ،آسپاس ،حاجی آباد ،آب باریک ،کردشول (سه دانگ چشمه رعنا در مالکیت صولت السلطنه (ایلخان قشقائی) –کافتر –نظام آباد وسه دانگ دیگر کردشول مالکیت خانواده قوام السلطنه بود وشخصی بنام حاجی محمد علی خان فیرو زآبادی از قوام کافتر را خریداری کرد ه بود پیش از قدرت گرفتن ؛عطا خان ستوده مقداری زمین در فیروزی آباده وهم در منطقه سرحد که جز مایملک خوانین قشقائی وحاجی محمد علی فیوز آبادی بود خریداری می کند وقتی که خوانین قشقائی ازجریان مطلع می شود،ناراحت شده که چرا شخص دیگری زمین خریداری کرده! برای عبرت دیگران وترساندن مردم وعشایر اورادستگیر می کند وبه آسپاس می برد واورا زیر شکنجه قرار می دهند که چرا زمین خریداری کرده و وی را مجبور می کنند که زمین مزبور را پس بدهد. بطوریکه خود عطاخان (برای حاج سعداله میرزایی تعریف کرده بود) آنقدراورا شکنجه می دهند که ناخن هایش می افتد . وبعد از مدتی اورا آزاد می کنند تا به خنجشت بر گردد . وبعدها برای جبران مافات قناتی بنام باقرآباد در نزدیکی آسپاس به او می دهند که عطاخان قنات را به حسین خان پسر قره محمدبیگ می دهد . عطاخان دارای دوهمسر بودهمسر اولش مرحومه نازدار (نازی) دختر جانی خان کردشولی مرحوم جواد خان عطاپور –ودخترش عالم سلطان ودخترش عالم سلطان امیر قلی خان ستوده در جوانی همسر دومش مرحومه صاحب بی بی دختر شیرخان بیگ شش بلوکی بود واز ایشان پسرهایش بنام های مرحوم امیر حسین خان ستوده- مرحوم الیاس خان ستوده – امیرقلی خان ستوده – علی قلی خان ستوده ودختر هایش حاجیه سودابه -حا جیه پروین زمان ستوده همسر مرحوم حاج علی خان احمدی – خانم تاج ستوده همسر سرهنگ آرچین حاج امان احمدی کردشولی همسرش حاجیه مملکت خسروی عطاخان برای آنکه بتواند قدرت خود را حفظ کند و بر کردشولی وروستاهاسیطره داشته باشد واز دست اندازی طوایف وایلات دیگر در امان باشد چند گزینه را مد نظر داشت ازدواج های سیاسی برای خود وفرزندانش کرد هم زمان با طایفه باصری وصلت کرد مثلا شیرین بانو همسر مشهدی ایازخان محمدی عموی محمد خان ضرغامی خواهر عطاخان بود خواهرش جهان آرا را به ملا بهروز کافتری پسر عمه اش که کد خدای قوام السلطنه در منطقه بوده می دهد. بطوریکه چندین مرتبه به اطرافیانش می گوید اگر خدا زندگی می خواهد بدهد باید مثل بهروز بدهد. دخترعطا خان بنام عالم سلطان همسر حاج ابراهیم خان هوشمند باصری پسر مشهدی ایاز خان بود. لقا سلطان محمدی دختر مشهدی ایاز خان محمدی در جوانی همسر دوم خودرا دختر شیرخان بیگ شش بلوکی انتخاب کرد و برای جواد خان پسر بزرگش هم از همین جا زن گرفت ،برای امیر حسین خان که بعد از او کلانتر ایل کردشولی شد خانم زمان خواهر محمد خان ضرغامی گرفت برای امیر قلی خان ستوده دختر آقای(بامداد) که با یکی از بزرگان دربار نسبت فامیلی داشت گرفت که از لحاظ مشکلات پیش آمده به موقع کمکش می کردند حاجی سودابه دخترش را به حسین خان کیخا کلانتر شش بلوکی داد. برای الیاس خان ستوده از شش بلوکی زن گرفت .تابا دو طایفه وایل بزرگ قرابت ونزدیکی داشته باشد. ودر در گیری های بین دو ایل خمسه وقشقائی با آنها شطرنج سیاست بازی می کرد ولی بیشتر متمایل به قشقائی بود وآنهم با سیاست وتدبیر .که بقول آنهائی که با او برخورد کرده بودند آدم زیرک وکیاس و کاردانی بود.شروع به خرید زمین واملاک بیشتر روستاها کرد مثلا کافتر ابتدا مایملک قوام بود وبه شخصی بنام حاج محمدعلی فیروز آبادی فروخت ونامبرده املاک فوق را به عطاخان فروخت. وبر اساس همین سیاست شد مالک عمده بیشتر روستاها . پیرنیا وعطاخان : حسن پیرنیا استاندار فارس می شود وچون دوست نداشته که در فارس ومنطقه کسی نفوذ نداشته باشد عطاخان وگروهی از متنفذین وملاکین فارس را دستگیر کرده ونامبرده بمدت 6ماه درشیراز زندان وبازداشت بوده واجازه بازگشت به سرحد را نداشته تا اینکه پیرنیا در باغی به قتل می رسد وعطا خان از فرصت بدست آمده استفاده می کند وبه میان طایفه خود بازمی گردد در این زمان کردشولی ها به ملاقات او می روند ودر آنجا شخصی بنام کاکاجان بگ ظهرابی به جهان بخش (پدر علی اکبر ) می گوید نون کور تو کجا اومدی؟ جهان بخش میگه : مو نون نخوردم تا بیام کله ی تورا ببروم،مردم در آن زمان در خنجشت استقبال گرمی از او می کنند . خان: دستگاه خوانین کردشولی علاوه برتیره های گوناگون خود سلسله مراتب بود وتیره های گوناگون کردشولی برای خود یک کدخدا داشتند وهرروستاها هم برای خود کدخدا داشتند .(عطاخان هم مثل بقیه کسانی که حکومت در دست داشتند وقدرت را دوست دارند با اقوام واقربای نزدیک خودحتی با برادران خود خوب نبود وبا آنها به ملایمت ومهربانی برخورد نکردکه نمونه بارز آن مرحوم کربلائی خسرو احمدی –امیر اسلان ومشهدی غضنفر خواهرزاده اش بود )

[ شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:59 ] [ ایل ]
روستای امیرآبادکافتر یکی از روستاهای توابع شهرستان اقلید در استان فارس می‌باشد که حدود 2500 نفر جمعیت دارد. این روستا در جنوب اقلید واقع شده و یک دریاچه نیز با نام همین روستا«دریاچه کافتر» در کنار روستا واقع شده‌است. زبان گویشی مردم زبان فارسی اصیل که برخی به صورت فارسی دری (با ریشه کردی )(کردشولی )وبرخی فارسی با گویش خاص کافتری صحبت می کنند شغل اهالی روستا کشاورزی و دامداری بوده که عمدتا به کاشت محصولات صیفی و حبوبات همچون گندم، جو، عدس، نخود، ذرت، لوبیا وهمچنین چغندر قند وپرورش گاو وگوسفند می‌پردازند. مردم آن مردمی رشید متعصب وسیاستمدار می باشند که کوشا وزحمت کش هستند در 2 کیلومتری روستا امامزاده سیدمحمد از نوادگان حضرت ابالفضل میباشد که باچشمه سارهای آب خنک وهوای مطبوع بهاری در فصلهای بهار و تابستان هرساله پذیرای هزاران میهمان و زایر میباشد جهت معرفی امامزاده سید محمد (ع واقع در روستای کافتر؛ دهستان خنجشت ، بخش مرکزی شهرستان اقلید . مطا لبی تقدیم حضورتان می گردد. امیداست مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد. اين امامزاده در 79 كيلومترى شهر اقليد و در 2 کیلومتری روستاى كافتر واقع شده است. امامزاده سيد محمد(ع) فرزند عبيدالله فرزند حسن فرزند عبيدالله فرزند حضرت ابا الفضل العباس فرزند حضرت اميرالمومنين عليه السلام که طبق سنگ نبسته ای که موجود می باشد چنین آمده است : در سال عشرین معه بعد از هجرت یکی از نبیره زادگان حضرت عباسعلی بن ابیطالب علیه السلام گذارش به محال سردسیر فارس افتاد و در تحت جبل نزدیک قصر کافوری (کافتر فعلی)به شهادت رسید وپس از شهادت در این مکان دفن شد و از برکات آن حضرت این بود که بعد از دفن ایشان دو چشمه آب یکی از بالای سر ودیگری از پائین پای ایشان جاری شد وهر کس شک کند دچار عذاب خواهد شد حرر من ذالک 1010بعد ازهجریه النبویه. قابل ذکر است که این دو چشمه حتی در سالهای خشک و کم آبی خشک نشده است وآب آن همیشه جاری هست. 1- زائرين بقعه كه بالغ بر هزاران نفرند، از شهرستانى مختلف استان فارس ‍ (لار، مرودشت ، آباده و خرمبيد ؛سعادت شهر، بوانات و بیشتر روستاهای سرحد چهاردانگه و استانهای همجوار مثل (استانهاى اصفهان ، خوزستان و يزد) و ديگر نقاط کشور پهناور ایران ُ به زيارت اين امامزاده عظيم الشان واجب التعظیم مى آيند. 2_ در جوار امامزاده درياچه زيباي کافتر  قرارداشت که متا سفانه چند سالی هست خشک شده وکسی هم به فکر احیای آن نیست (مگر این که سازمان آب مجوز حفر چاه ندهد ویا چاهای اطراف آن را پلمب کند )كه محل صيد ماهى كپور و سياحت زائرين امامزاده بوده است و انواع پرندگان مهاجر هم در آن يافت مى شد، كه برخى از آنها پرندگان مهاجر درياچه های خزر و اروميه و حتی با پرندگانی با پلاک کشورهای خارجی هم دیده می شد. 3_ ضريح قديمى امامزاده که از جنس چوب بسیار خوب وعالی ساخته وپارچه ای سبز زنگ همیشه به روی آن کشیده شده بود به يكى از بقاع متبركه ديگر (امامزاده عباسعلى كوشك زر روستای شهرمیان از توابع شهرستان اقليد) اهدا شده و به جاى آن يك ضريح فلزى كه قسمتهايى از ان آب طلا و نقره مى باشد از راه درآمد امامزاده که عمدتا از نذورات وهدایای مردم وزائرین محترم امام زاده می باشد با حضور باشکوه ومعنوی مردم اقلید وسرحد چهاردانگه در سال 72 ساخته شده است در نزدیکی روستا تلی بزرگ است که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره ساسانیان می باشد که این تل معروف است به تل قصر کافوری (یکی از چهار قصر بهرام گور )یا همان کافتر که در قدیم مردم درآن زندگی می کردند .ودر سال 1360 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی روستای جدید ساخته شد ومردم روستای قدیمی امیرآباد وکافتر وبزن وساکنین امامزاده سیدمحمد به این روستا ی جدید که نامش امیرآباد ،کافتر می باشد منتقل شدند 

[ سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 23:53 ] [ ایل ]
وات ساپ گروه کردشولی های با افتخار  به مدیریت اسد جوان خاکسار راه اندازی شد: این گروه در راستای ارتباط وهمبستگی بین تک تک اعضاء طایفه کردشولی که هرکدام افتخاری بر دفتر زرین روزگار هستند ودر جای جای استان پهناور فارس سهلا تمام نقاط کشور زندگی می کنند ویا در حال تحصیل هستند تشکیل گردیده وپذیرای تمامی همراه داران طایفه کردشولی می باشد لطفا با همین ایمیلی که در این سایت گذارده شده  ارتباط حاصل فرمایید
[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 20:1 ] [ ایل ]

بر اساس نتايج سرشماري اجتماعي- اقتصادي عشاير كوچنده در سال 1387، عشاير استان فارس شامل 3 ايل بزرگ قشقايي، خمسه ، لر(ممسني و بويراحمدعليا) و 8 طايفه 1-مستقل جشني، 2-چهار راهي، 3-جبل انارويه، 4-كوهمره سرخي، 5-كوهمره نودان، 6-كوهمره جروق، 7-متفرقه محلي داراب و 8-متفرقه محلي فيروزآباد مي باشند. بر اساس طرح سامانه بندي زيست بوم هاي عشايري استان فارس اطلاعات مربوط به ايلات و طوايف مستقل مستقردر استان به تفكيك دوره استقرار ييلاقي وقشلاقي در جدول شماره 2-2 سایت امور عشایر آمده است . اطلاعات مربوط به تعداد خانوار عشاير برون كوچ استان از نتايچ سرشماري اجتماعي- اقتصادي عشاير كوچنده در سال 1387 استخراج شده است. لازم به توضيح است تعداد خانوار هاي مستقر در ييلاق و قشلاق بر اساس طرح سامانه بندي زيست بوم هاي عشايري استان با نتايج سرشماري اجتماعي- اقتصادي عشاير كوچنده در سال 1387  اندكي تفاوت دارد. در جدول  شماره 2-3 مشخصات عشاير استان بر اساس ايلات و طوايف مستقل و زيررده هاي آنها بر اساس نتايج سرشماري اجتماعي- اقتصادي عشاير كوچنده در سال 1387 نشان داده شده است طایفه مستقل جشنی در واقع طايفه كوچنده ايل خلج از بلوك قنقري (خرم بيد كنوني) هستند، در گذشته تابستان را در سرچهان و زمستان را در جزيره محلي مينگ واقع در درياچه بختگان بسر مي بردند. در حال حاضر عمدتاً در محدوده شهرستان ارسنجان ييلاق و قشلاق دارند.

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 22:48 ] [ ایل ]
عشاير اين طايفه در واقع از ايل خلج مي باشند، كه در گذشته تابستان را در بلوك قنقري (خرم بيد كنوني) و زمستان را در جزيره محلي يوسف واقع در درياچه بختگان بسر مي بردند. در حال حاضر عشاير كوچنده آنها در محدوده شهرستانهاي ارسنجان و بوانات حضور دارند. در جدول شماره (2-1) اسامي ايلات وساير طوايف مستقل استان تا سطح تيره بر اساس سرشماري سال 1387 نشان داده شده است.تعدادی از خانوار های ای تیره به عشایر کردشولی مهاجرت نموده وبا وصلت کردن در بین کردشولی ها مانده وبسیار هم متعصب می باشند نسبت به طائفه کردشولی از جمله آنها می توان اولاد سیاخان فرهاد را نام برد

[ جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 21:54 ] [ ایل ]
تصاویر زیبایی از قارچ های کوهی که در کوه های امامزاده سید محمد(کافتر،امیرآباد)رشد می کند

در بهار درکوه های امامزاده سید محمد یکی از موهبت های  الهی رویش قارچهای وحشی در سطح کوهها می باشد که به صورت دو گونه خوراکی و غیر خوراکی یافت می شود  . قارچهای خوراکی وحشی که در کوهستانهای شهرستان اقلید خصوصا کوه های امامزاده سید محمد یافت می شود به دلیل داشتن طعم و بوی خاص طرفداران بسیاری دارد. البته قارچهای سمی در این منطقه بسیارکم می رویند که مردم  در تشخیص آنها دقت زیادی دارند  قارچ خوراکی ماده غذایی سالم ، لذیذ و سرشار از پروتئین است و انواع ویتامینها ، املاح و آنتی اکسیدان ها در آن وجود دارد . قارچ دارای 5-6 درصد پروتئین است که 70 تا 90 درصد آن جذب بدن می گردد همچنین به علت پایین بودن اسید اوریک آن بسیاری از پزشکان مصرف آن را برای سالمندان و مبتلایان به نقرس و بیماری های مربوطه توصیه کرده اند. قارچها هیچ گونه مواد قندی ندارند و همچنین فاقد چربی هستند و از این جهت دارای ارزش غذایی زیادی هستند البته سلولز قارچ غیر قابل هضم است و به همین جهت برای کسانی که هضم مشکلی دارند توصیه نمی شودو معمولا افراد در فصل بهار راهی کوه هاشده واین قارچ های خوشمزه را چیده ومدتی هم بااین قارچ ها امرار معاش می کنند معمولا یک ناهار یا یک شام را با قارچ می گذرانند در برخی از سالها قارچ در کوه ها بسیار زیاد یافت می شود ودر برخی از سالها که معمولا خشکسالی است بسیار کم یافت می شود معمولا کوه های امامزاده سید محمد هیچ کس را هیچ وقت بی بهره نمی گذارد وهیچ کس دست خالی بر نمی گردد.

بد نیست کسانی که قارچ را می خورند بدانند :

بسیاری از مردم،کردشولی وکافتری و... از رفتن به کوه و کندن قارچ برای خوردن لذت می برند، اما شناخت نوع قارچ می تواند مسئله مهمی باشد.

بیش از 38 هزار نوع قارچ وجود دارد که بعضی از آنها سمی اند و بعضی از آنها قابل خوردن می باشند. رنگ، شکل و اندازه ی قارچ ها می تواند خیلی متنوع و مختلف باشد.

این مسئله خیلی مهم است که بتوانید به طور صحیح، قارچ کنده شده را بشناسید تا از خوردن نوع سمی آن دوری نمایید.

فراعنه ی مصر، قارچ را یک خوراکی لذیذ می دانستند و یونانی ها اعتقاد داشتند که قارچ برای جنگاوران در صحنه نبرد، تولید قدرت می کند. رومی ها نیز قارچ را به عنوان یک هدیه از جانب خدا برمی شمردند و آن را فقط در روزهای عید استفاده می کردند. چینی ها از آن به عنوان یک گنج غذایی سالم مصرف می کردند.

امروزه از قارچ ها به خاطر طعم و بافت شان در تهیه غذاها استفاده می کنند. آنها می توانند طعم خودشان را به غذاها بدهند، یا طعم مواد دیگر را به خودشان بگیرند. طعم آنها معمولا در طول پخت افزایش پیدا می کند و شکل شان هم با روش های معمول آشپزی مثل سرخ کردن و خرد کردن حفظ می شود.

قارچ را معمولا به سوپ ،سالاد و ساندویچ اضافه می کنند، یا از آن به عنوان پیش غذا استفاده می نمایند. قارچ ها، شکل زیبایی به غذاها می دهند.

قارچ ها به دو دسته ی وحشی و پرورشی تقسیم می شوند. بعضی از آنها اثرات مفیدی در سلامتی انسان دارند، مثل رقیق کردن خون، جلوگیری از ایجاد و رشد تومورهای سرطانی.

قارچ ها 80 تا 90 درصد، آب دارند و خیلی کم کالری هستند. آنها مقدار کمی چربی و سدیم (نمک) و 8 تا 10 درصد فیبر دارند و یک خوراکی ایده آل برای افرادی هستند که می خواهند وزن و فشار خون شان را کنترل کنند.

مواد مغذی موجود در 100 گرم قارچ خام:

 

انرژی

13 کالری

پروتئین

2 گرم

پتاسیم

320 میلی گرم

مس

1 میلی گرم

اسیدپنتوتنیک(B5)

2 میلی گرم

بیوتین(B7)

12 میکروگرم

اسیدفولیک(B9)

44 میکروگرم

آهن

1 میلی گرم

نیاسین(B3)

3 میلی گرم

فیبر

1 گرم

قارچ، منبع خوب آهن:

در هر 100 گرم قارچ، حدود یک میلی گرم آهن وجود دارد.

برعکس خیلی از مواد غذایی گیاهی، قارچ دارای فیتات نیست. فیتات جذب آهن و بعضی مواد معدنی را در بدن کاهش می دهد. بنابراین آهن موجود در قارچ به سرعت جذب می شود.

قارچ منبع خوب پتاسیم و مس:

قارچ یک منبع عالی پتاسیم می باشد که این ماده به کاهش فشار خون کمک می کند و خطر سکته قلبی را پایین می آورد. به طور متوسط قارچ portabella (تصویر مجاور) حتی از یک عدد موز و یا یک لیوان آب پرتقال هم بیشتر پتاسیم دارد.

یک واحد قارچ که شامل 5 عدد متوسط می باشد، حدود 20 تا 40 درصد نیاز بدن به مس را تأمین می کند و اگر به طور مرتب خورده شود، به کاهش فشار خون کمک کرده و عملکرد سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد.

تصاویر زیبایی از قارچ های کوهی یا  کمان گوشت  که در کوه های خچیره رشد می یابد :

قارچ منبع غنی از سلنیوم:

سلنیوم آنتی اکسیدانی است که با ویتامین E کار می کند و از سلول ها در برابر صدمات رادیکال های آزاد محافظت می نماید. مطالعات نشان داده است افرادی که دو برابر مقدار توصیه شده در روز سلنیوم مصرف کرده اند، خطر سرطان پروستات در آنها تا 65 درصد کاهش یافته است.

یک مطالعه بر روی افراد مسن نشان داد، مردانی که مقدار سلنیوم خون شان کم است، در مقایسه با آنهایی که سطح سلنیوم خون بالایی دارند، 4 تا 5 برابر بیشتر در معرض سرطان پروستات قرار دارند.

خواص درمانی قارچ ها:

طی قرن ها از انواع قارچ در تهیه داروهای سنتی شرقی برای درمان انواع بیماری ها استفاده می شده است.

به عنوان مثال در ژاپن و چین از قارچ shiitake (تصویر مجاور) برای جلوگیری ازبیماری های قلبی، ایجاد مقاومت در برابر ویروس ها و بیماری ها، درمانخستگی، سرماخوردگی و آنفلوانزا استفاده می شود.

یک نوع از عصاره ی این قارچ، از سیستم ایمنی بدن در مقابل عفونت ها محافظت می کند و فعالیت ضد توموری هم نشان می دهد.

تقویت سیستم ایمنی بدن:

تعدادی از قارچ ها از خانواده poly poraccae در پزشکی بسیار کاربرد دارد.

از این میان در مورد قارچ maiitake تحقیقات وسیعی در غرب انجام شده است. عصاره این قارچ، با افزایش فعالیت گلبول های سفید، سیستم ایمنی بدن را تحریک می کند تا به ویروس ها و باکتری های مهاجم حمله کند.

سرطان:

بیشترین نوع قارچی که در آمریکا استفاده می شود، قارچ دکمه ای سفید (تصویر مجاور)  است.

قارچ دکمه ای به دو شکل دیگر هم وجود دارد: Crimini یا قارچ های قهوه ای با طعم خاکی تر و بافت سفت تر، و قارچ های portabella با چتر بزرگ تر که مزه گوشتی دارند.

تحقیقات اخیر نشان می دهد که قارچ های دکمه ای سفید می توانند احتمال خطر سرطان سینه و سرطان پروستات را کاهش دهند.

عصاره ی قارچ دکمه ای سفید می تواند باعث کاهش تکثیر سلولی در سلول های سرطانی و اندازه تومورها نیز شود.

این اثرات محافظتی می تواند با مصرف 100 گرم قارچ در روز دیده شود.

چگونه قارچ را انتخاب و نگهداری کنیم؟

قارچ هایی را که سالم هستند و صدمه ندیده اند (اوایل باز شدن چترشان می باشند)، بخرید.

با قرار دادن قارچ ها در پاکت کاغذی می توانید تا یک هفته آنها را سالم نگه دارید.

قارچ ها را باید ابتدا به آرامی تمیز کرد و سپس شست. قارچ های پرورشی ممکن است خام هم خورده شوند، اما بیشتر قارچ ها را بایستی به شکل پخته مصرف کرد.

از قارچ ها به صورت تازه، کنسرو شده، خشک شده و فریز شده استفاده می شود.

نکته قابل توجه اینکهقارچ های وحشی را از اماکن قابل اطمینان خریداری کنید، زیرا بعضی از قارچ های وحشی، سمی اند و می توانند به سلامت قلب، کلیه و کبد صدمه بزنند و حتی کشنده باشند.

[ جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 18:51 ] [ ایل ]

مادرم (نازدار )نازی حسینی از زحمت کش ترین مادران دنیا که در سال 1387در سن 58 سالگی با حضرت فاطمه محشور شد .

 


مادر یعنی زندگی 
مادر یعنی عشق 
مادر یعنی مهر 
مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه 
با خنده هات می خنده 
مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...
لبخندت ، زندگی میکنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت
و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو 
میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی 
مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا صبح 
بالا سرت می شینه و نگرانه 
مادر یعنی اون فرشته ای ، که وقتی موقع کار میگی خسته شدم 
با اینکه پاهاش درد میکنه میگه تو بشین مادر من انجام میدم 
مادر یعنی اون فرشته ای که هیچ وقت باور نمیکنی مریض بشه یا پیر
بشه چون همیشه و توی هر حالتی به روت لبخند میزنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که طاقت دیدن اشکاش رو نداری ...
مادر یعنی همه زندگی...

روز مادر را به همه مادر های دنیا خصوصا خواهرانم که الان مادر هستند و به اندازه مادرمرحومم به من محبت دارند وبه همسرم که مادری بسیار خوب و مهربان برای فرزندانم است وبه مادر خانمم که از همسران با وفا وزحمت کش ومهربان شهید است تبریک میگویم چه افسوس که جای مادرم خالیست گمان نمیکنم مادری مثل و مانند مادرم بود همیشه بیادت هستم نازدارم .که نبودت برای همیشه مرا ساکت کرد.از خدا می خواهم تورا با حضرت فاطمه محشور نماید.برای شادی روح تمام مادرهایی که دربین ما نیستند صلوات.


[ شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۳ ] [ 20:18 ] [ ایل ]
با نهایت تاسف وتالم ناگه با اطلاع شدیم که همسر دوست عزیزمان جناب آقای حاج پرویر سلطانی فر (مدیر محترم مجتمع گوشت شهرستان اقلید )به رحمت ایزدی پیوست  به همین جهت به این برادر عزیز وفرزندانش وخانواده محترمش تسلیت عرض نموده وبرای این بزرگوار وخانواده وفرزندان صبر جمیل وبرای آن مرحومه غفران الهی مسئلت می نمایم خداوند به تمام بازماندگان این مرحومه برادران وخواهران وخصوصا حاج آقای سلطانی فر صبر عنایت فرماید (از طرف وب سایت اسد جوان خاکسار )

[ شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 0:21 ] [ ایل ]

یشينه تاريخي ايلات و اقوام استان فارس

بسیج عشایر: عشاير استان فارس شامل 3 ايل بزرگ قشقايي، خمسه، لر( ممسني وبویراحمد) و 8 طايفه مستقل، جشني، چهار راهي و... است.

به گزارش بسیج عشایر از فارس؛ عشاير استان فارس شامل 3 ايل بزرگ قشقايي، خمسه، لر( ممسني وبویراحمد) و 8 طايفه مستقل، جشني، چهار راهي، جبل انارويه، كهمره سرخي، كهمره نودان، كهمره جروق، متفرقه محلي داراب و متفرقه محلي فيروزآباد است. پيشينه تاريخي عشاير استان فارس به شرح ذيل مي باشد.

ايل قشقايي:

تاريخچه ايل قشقايي بسيار مبهم است و دانستنيهاي ما درباره گذشته اين ايل بزرگ ناچيز و ناقص و بصورت جسته و گريخته است. به درستي معلوم نيست كه تركان قشقايي در چه زماني و از كدام سرزمين و بر اثر چه عوامل و از پي چه حوادثي به ايران و سپس به فارس كوچ كرده اند.

از جهت لفظي و زباني، ظاهراً اول كسي كه در جهت ريشه يابي لفظ قشقايي سعي كرده، "ميرزاحسن فسايي" صاحب فارسنامه ناصري است كه معتقد است كلمه ريشه اي اين نام واژه اي تركي «قاچ قايي» به معناي «گريخته» بوده است. چون ايل خلج از اراضي ممالك دوم (آسياي صغير) به خاك عراق عجم آمدند گروهي از آنها فرار كرده و در ممالك فارس توقف نمودند و مردان خلج اين گروه را قاچ قايي گفتند. يعني گريخته و بعد از تغييرات لفظي، قشقايي شد.

از برخي تحقيقات چنين بر مي آيد كه اجتماعي از ترك، لر و كرد از عراق، خراسان و قفقاز و ديگر نقاط ايران هسته اصلي اين ايل بزرگ بوده اند. بر طبق تحقيقات مرسدن، براي اولين بار نام قشقايي از فاميل مشخص به نام جاني آقا از صاحب منصبان شاه عباس صفوي گرفته شده كه وي از جانب شاه عباس به حكومت قبال فارس مامور مي شود.

جاني آقا بعد از انتصاب تا آنجا كه مي توانست در راه يك اتحاد سياسي و محكم كوشش كرد. هدف از آن تلاش اقتدار بر ايلات اين منطقه بود كه بتواند ساليانه خراج قابل ملاحظه اي به پايتخت بفرستد. در زمان زنديه از قدرت محلي اين ايل به علت اشتغال سران ايل قشقايي در پستهاي مملكتي كاسته شد. اما بار ديگر در زمان قاجاريه كه پايتخت به تهران منتقل گرديد قشقايي ها يك جناح قدرتمند تشكيل داده و خودمختاري پيشه كردند و بر اهميت خود افزودند، چنانچه تعدادي از طوايف از شمال و غرب ايران كه در فارس متفرق بودند به آنها پيوستند، نظير طايفه ابيوردي خراسان، آرد كپان از بختياري، رحيمي از ايل افشار كرمان و فيلي و جامه بزرگي از لر و لك. اين ايل در زمان قاجاريه زير نظر ايلخاني و نايب و ضابط او ايل بيگي اداره مي شد و ظاهراً هنوز به صورت طايفه سازمان يافته نبود.

در اولين سازماندهي، ايل قشقايي به 12 طايفه شامل كشكولي، دره شوري، شش بلوكي، خلج، فارسيمدان، صفي خاني، رحيمي، گله زن، ايگدر، كهوا، كراني و بيات تقسيم گرديد ولي بعدها برخي طوايف با يكديگر ادغام و به يك طايفه تبديل شدند و در نهايت ايل قشقايي به شش طايفه شامل عمله، شش بلوكي، دره شوري، فارسيمدان، كشكولي بزرگ و كشكولي كوچك تقسيم گرديد.

منطقه قشلاقي اين ايل از لار در جنوب فارس شروع شده در امتداد محور جنوبي استان تا حوالي گچساران در نزديكي بهبهان ادامه مي يابد. در بهار و تابستان طوايف گوناگون اين ايل پس از طي مسافتي حدود 400 تا 500 كيلومتر به سردسير خود مي رسند. سردسير عشاير اين ايل، جز در مورد گروه كوچكي كه در مشرق دشت ارژن (سرحد كوچك) ييلاق مي كنند، سرحد بزرگ واقع در مغرب اقليد و آباده تا حوالي شهرضا و كوه دنا است.

ايل خمسه:

 فارس از نظر سياسي به دو قسمت تقسيم شده بود، قسمت مغرب و شمال غربي (بجز كهگيلويه) در دست قشقايي ها و تحت رهبري مطلق ايلخان صولت الدوله بود و قسمت مشرق و جنوب شرقي آن در اختيار ايلات خمسه به رهبري قوام الملك و خانواده قوامي ها بود.

قوام الملك تنها يك ايلخان نبود بلكه شخصيتي بود كه نفوذ سياسي بسياري در منطقه داشت. بعدها به تدريج عشاير ايلات خمسه به دليل يكجانشيني از گردونه عشايري خارج شده و هر كدام از ايلات مورد اشاره به طايفه تنزل پيدا كردند، به نحوي كه امروزه ايل خمسه شامل 5 طايفه عرب، باصري، كردشولي، نفر و بهارلو مي باشد.

ايل لر (ممسني و بويراحمد):

ايلات لر عمدتاً در كوهستانهاي جنوب غربي ايران سكونت دارند. هر چند برخي از طوايف كوچك آنها را در خراسان و كرامان به ويژه در سيرجان و رودبار مي بينيم. درباره ايل لر زبان ممسني (مام حسني يا محمد حسيني) اطلاعات موجود بسيار اندك است.

همينقدر مي دانيم كه در آغاز قرن 18 اتحاديه ممسني، شولستان را تسخير كرده و بدين ترتيب سرزمين لر ديگري بين كهگيلويه و شيراز بنام ممسني بوجود آمده است.

در حال حاضر ايل لر ممسني شامل 4 طايفه جاويد (جاوي)، رستم، بكش و دشمن زياري مي باشد كه طوايف بكش و دشمن زياري ساكن شده و داراي زندگي كوچندگي نمي باشند. ايل لر "بوير احمد عليا" شامل 7 طايفه مي باشد و در فصل قشلاق اغلب در شهرستان رستم مستقر هستند و ييلاق آنها در استان كهكيلويه و بوير احمد واقع است..

طوايف مستقل كوهمره:

از لحاظ ادبي كوهمره به دهاتي گفته مي شود كه در كوه افتاده اند و اطراف آن را كوههاي بزرگ و كوچك احاطه نموده است.

در گذشته مناطق كوهمره استان فارس را بنابرنظر ابن بلخي به سه قسمت تقسيم كرده بودند و آن طوري كه  ابن بلخي در كتاب فارسنامه خودش كه بين سالهاي پانصد (پانصد و ده هجري قمري) تاليف شده بيان مي كند اين سه منطقه كوهمره اي عبارتند از:

1- كوهمره پشت كوه كه در نوشته جات آنرا فشقويه (تحريف پشت كوه) مي نامند و قصبه آن «نودان» است.

2- كوهمره شكان است كه قصبه آن «بورنجان» است.

3- كوهمره جروق است كه قصبه آن «سرطاوه» مي باشد.

اما امروزه اين تقسيم بندي تا حدودي تغيير كرده و كوهمره هاي استان فارس را به سه صورت كوهمره سرخي، جروق و نودان در نظر مي گيرند. در خصوص عشاير طوايف مستقل كوهمره قابل ذكر است كه امروزه بيشتر خانوارهاي عشايري در روستاهاي كوهمره ساكن شده و بخش كمي از آنها داراي دام و زندگي كوچروي مي باشند.

 طايفه مستقل جشني:

در واقع طايفه كوچنده ايل خلج از بلوك قنقري (خرم بيد كنوني) هستند، در گذشته تابستان را در سرچهان و زمستان را در جزيره محلي مينگ واقع در درياچه بختگان بسر مي بردند. در حال حاضر عمدتاً در محدوده شهرستان ارسنجان ييلاق و قشلاق دارند.

 طايفه مستقل چهار راهي:

عشاير اين طايفه در واقع از ايل خلج مي باشند، كه در گذشته تابستان را در بلوك قنقري (خرم بيد كنوني) و زمستان را در جزيره محلي يوسف واقع در درياچه بختگان بسر مي بردند.

در حال حاضر عشاير كوچنده آنها در محدوده شهرستانهاي ارسنجان و بوانات حضور دارند.

[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:54 ] [ ایل ]

کردها در دوره ی زندیه

دوره زندیه

بیشترین اطلاعات ازکردان فارس در دوره زندیه می باشد که به همین سبب در این جا به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد :

 ایل زند یکی از شاخه های ایل های ایرانی نژاد بوده اند و با یکی از گویش های لری صحبت می کرده اند . ایل زند زیرگروه قبیله لک بوده است ...

در سده دوازدهم جمعیت این ایل آن چنان زیاد نبوده است .با توجه به این که بیشتر منابع ایل زند را لر ذکر می کنند اما در کتاب " کرد در دایره المعارف اسلام ص 97  " چنین آمده است :

" زندیه یک طایفه کرد بوده و در درجه اهمیت قرار داشت  . آنها بین همدان و ملایر در ناحیه ای که قبلا ایغار نامیده می شد، زندگی می کردند .در زمان نادر شاه به خراسان کوچانده شدند اما پس از مرگ نادر شاه دوباره به موطن خود بازگشتند."

دوره کریم خان زند:

مردم شیراز و فارس کریم خان را لر می دانند . در برخی منابع نوشتاری هم وی را لر لک ذکر کرده اند .یکی از پژوهشگران کرد ، کریم خان زند را از طایفه کرد لک می داند (زه کی به گ ، محمد ئه امین ، کورد و کوردستان ، چاپ بغداد 1932 میلادی جلد 1)

 هم چنین کنسول ا. آرلف ( به نقل از آکوپوف ص 84 ) می نویسد :" کریم خان زند ،  خودش زنگنه بود "

به هر روی کریم خان زند ، در سال 1164 ه.ق . شیراز را به پایتختی برمی گزیند و چند طایفه کرد را از کردستان به شیراز می آورد از جمله طایفه احمدوند ، کرونی ، کلون عبده و ایل بایروند.( نکته جالب این که در شهرستان کازرون و در نزدیکی دریاچه پریشان دو روستا به نام های کلونی و عبده ای وجود دارد که می تواند نشان از نامگذاری این روستا به دلیل همین طایفه بوده باشد ) .افزون بر اینها حدود 90 هزار نفر از ایلات بختیاری، زنگنه ، وند و لیلاوی را مانند گروه احمد وند و کرونی در نزدیکی شهر شیراز اسکان می دهد.(کتاب مجمع التواریخ ، ص 342 و تحفه العالم، ص145( به نقل از: ورهرام ،ص 182)) . البته در منابع دست اول زندیه هم می بینیم که طایفه مافی ( در کتاب عبدالکریم شیرازی ،ص132آمده است که :"مافی از قبایل لک که در حوالی قزوین اسکان دارند " ، طایفه باجلان ، طایفه چگنی و ... نیز در شیراز و فارس بوده اند .( به نقل از ابوالحسن غفاری کاشانی در کتاب گلشن مراد که به اهتمام غلامرضا طباطبایی مجد در سال 1369 در انتشارات رزین چاپ گردیده است ، ص .758(این کتاب برای نخستین مرتبه  در سال  1369چاپ گردید و اطلاعات فراوانی در زمینه کردان ایران در دوره زندیه ارائه کرده است که هیچ یک از پزوهشگران کردشناس در آثار خود از این کتاب استفاده نکرده اند)،)

هم چنین در این زمینه اکوپوف در صفحه 69 (به نقل از هدایت در کتاب تاریخ زندیه ،تهران ،1955 ) چنین می نویسد :

"از اخبار منابع در می یابیم که کریم خان زند در سده هیجدهم میلادی ، بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد و درآنجا پیشینیان سنجابی ها پیشینیانشان ، نه اینکه خودشان در کنار کردان زنگنه در نزدیکی شیراز می زیسته اند . آنها را بختیار خان ، دوباره به  کردستان آورد."

یکی از پژوهشگران معاصر ( ورهرام ، ص 182) اظهار نظر کرده است:"  کریم خان زند به دلایل سیاسی و آرام نگه داشتن قبایل مختلف و هم چنین رونق شیراز گروههای مذکور را مجبور به اقامت در شیراز نموده است" اما از لحاظ منطقی این مساله دور از ذهن به نظر می رسد که آدمی 90 هزار و حداکثر دو تا سه برابر این تعداد را در شهر شیراز و اطراف آن اسکان بدهد ،چه معمولا تمامی اینان از عشایر بوده اند و سرکش و نافرمان و کنترل آنها در داخل شهر  و اطراف آن نهایت مشکل بوده است . حال اگر نظریه کرد بودن کریم خان زند را بپذیریم ، به نظر پژوهشگر ارجمند دکتر صداقت کیش ، توجیهی منطقی است که کریم خان زند از کردان ، برای پشتوانه خود به شیراز و اطراف آن بیاورد . وجود کردان بیشمار و نقش آنها در دوره این پادشاه ، در شیراز و فارس و بازماندگان کنونی کردان در فارس تا اندازه ای این مساله را تایید می کند . درحال حاضر روستایی به نام کرونی در هفت کیلومتری جنوب شهر شیراز قرار دارد که گرچه به ظاهر کرد نیستند اما نام یک طایفه کرد بر روی یک روستا در مجاورت شیراز دلیلی بر این مدعاست.

به هرحال کردان در دوره کریم خان زند دارای نقشی اساسی بوده اند که بعضی از انها در ادامه خواهد آمد.

دو فرزند کریم خان زند دارای مادرانی کرد بوده اند و تردیدی نیست که کریم خان زند با وصلت با کردان موقعیت خود را از لحاظ پشتوانه بیشتر تثبیت می کرده است .

1-بزرگترین پسر کریم خان زند به نام ابوالفتح خان ، از مادری  کرد قوچانی ، خواهر اسماعیل سلطان کرد قوچانی ،در سال 1169 قمری به دنیا می آید و در سال 1201 در می گذرد ." آرامگاه این شاهزاده امروز در گوشه هنرستان مجاور بقعه مبارکه علی بن حمزه در شهر شیراز ، قرار دارد . "

  2- سومین فرزند کریم خان ، به نام محمد ابراهیم خان بوده است که از بطن دختر محمد رضا خان کلهر در سال 1182 به دنیا می آید و در سال 1216 در نهاوند در می گذرد .

وقایع دوره کریم خان زند و جانشینان کریم خان زند و هم چنین شرح حال کردان فارس در دوران قاجار و پهلوی  در مطالب بعدی به میان خواهد آمد .

و چند کلام با گویش زیبای کردی کرونی برای تشکر و سپاس از تمامی دوستان عزیز که با پیام های خودشان مشوق بنده بوده اند :

"له گره له گشت هه دوسل و برا و خوویش که کان عزیز که تا اینه و پیامه له که یان منی ،  ارای ادامی ای ریه که ،  وه پیش گه رته مه ته شویق کرده نه، ته شکور اکه م ،  و له گشته یان اتوه وه م  که اگه انتقاد و یا نظری و یا اطلاعاتی درن ، ارام نو ایمیل رد کن بیه ،  تا وه نوی خوه یان گره بنیسم ."

در آینده و پس از پایان گزارش وقایع تاریخی کردان فارس سعی خواهم نمود مقداری از تاریخ فاصله گرفته و به ارائه مطالبی مربوط به زندگی کنونی کردان فارس در شیراز و روستاهای کردنشین فارس و عکس هایی از بزرگان و پیشکسوتان آنها بپردازم و مطالب بیشتری نیز در مورد آداب ، رسوم ، عقاید ،گویش ، کلمات و ساختار زبانی و سنت های رایج در بین آنها  نگارش خواهم نمود.

امیدوارم در این راه دوستان کرد زبان  مساعدت و همکار ی خود را از من دریغ ننمایند ، چرا که بدون همکاری آنها ادامه راه امکان پذیر نخواهد بود

 دوره قاجاریه

 در نوشته ها ی موجود از دوران قاجاریه بحثی از کردان فارس نشده است فقط در کتاب وقایع اتفاقیه به ویراستاری سعیدی سیرجانی آمده است که در سال 1297 فتح الله خان کرد سرکرده ماموران اخذ مالیات در داراب بوده است و در جایی دیگر از همین اثر می افزاید که فتح الله خان محصل کرد به شیراز برگشته است . بنابراین می توان علت این امر را کرد  و زند ستیزی خاندان قاجار و نیز پراکندگی ایلات کرد دوره زندیه و متفرق شدن آنان ذکر کرد

نوشته اند که عشایر زند در دوره قاجاریه ، متفرق و پراکنده شدند . برخی از آنان به عشایر باجلان در اطراف خانقین پیوسته اند و تعدادی از آنان تا سال 1347 خورشیدی در جنوب شرق کرمانشاه در ناحیه دور و خرامان زندگی می کرده اند . هم چنین می دانیم تعدادزیادی از باجلان ها نیز در برو.جرد زندگی می کنند.

اما نکته حائز اهمیت این است که از کردان انتقالی کریم خان زند هنوز در فارس زندگی می کنند ولی احتمال این وجود دارد که درصد بیشتری از آنها به محل اصلی زندگی خود برگشته باشند

در کتاب میرزا حسن فسایی که در سال های 1304 تا 1311 نوشته شده است یکی از تیره های ایل قشقایی را به اسم بارانی کردلو ذکر می کند که به احتمال زیاد این  تیره ریشه کردی داشته باشد هرچند که هم اکنون هیچ گونه تیره شناخته شده ای با این اسم در ایل قشقایی مشاهده نمی شود

 دوران پهلوی

  عشایر کردان باقی مانده از دوره زندیه ( کردان غازیوند و کرونی و .... ) هم چنان در استان فارس زندگی می کنند و به کوچروی ادامه می دهند و در سالهای 1316 تا 1320 شامل اسکان اجباری می شوند و در اطراف شیراز و کازرون ساکن می گردند اما تعدادی از آنها باز هم پس از سقوط رضا شاه به کوچروی ادامه می دهند

عشایر کرد بازمانده از دوره زندیه در فارس هم چنان به کوچروی ادامه می دهند در دوره محمد رضا شاه ایلات فارس  به یاغیگری روی آورده بودند که  ایلات کرد بازمانده از دوره زندیه  نیز در سال های نهضت جنوب در حدفاصل  شیراز و کازرون به این امر می پرداخته اند که بزرگان قوم در هنگام صحبت های خود با آب و تاب فراوان از ماوقع آن دوران صحبت می کنند که به دلیل مکتوب نشدن این بیانات اغلب آنها فقط سینه به سینه گشته و دچار فنا شده است و هم اکنون جوانان ایل از آنها اطلاع دقیقی ندارند .ولیکن در صورت وجود اسنادی در این زمینه در آینده به آنها پرداخته خواهد شد

با توجه به این که دوره یاغی گری در ایلات فارس از سال 1320 تا 1333 خورشیدی بوده است بعد از سال 1333 این ایلات اغلب بتدریج ساکن می شوند

   تبعیدیان

 با توجه به این که پس از فرار پیشه ور ی از آذربایجان ، گروههای بیشماری را با خانواده در زمستان سال 1325 از مهاباد  به آباده در شمال فارس و جهرم در جنوب فارس تبعید کردند که بدون شک تعداد زیادی از اینان از یاران پاک باخته قاضی محمد ( این اسطوره شرف و مردانگی کردان ) نیز در بین این تبعید ها وجود دارد ولی با توجه به عدم ثبت تعداد و جایگاه تبعیدی ها در اسناد و روزنامه های دوران پهلوی آماری از این کردان در دست نمی باشد

 "واژه ها و نام های کردی در اسناد و سوابق استان فارس"

"واژه ها و نام های کردی در اسناد و سوابق استان فارس"

از امروز به تدریج در زمینه کرد های فارس  و بویژه شیراز مطالبی را می نویسم که بیشترین حجم مطالب برگرفته از کتاب کردان فارس و کرمان نوشته دکتر بزرگوار و ارجمند دکتر جمشید صداقت کیش می باشد و بنده نیز در مورد مطالب در صورت نیاز مطالبی بیان خواهم داشت.

در پهن دشت استان فارس هم اینک روستاهایی با واژه  " کرد " وجود دارند که عبارتند از :

1 - کردشول-در بخش مشهد مرغاب مرودشت  181 خانوار -986 نفر

2 -  کردشول در شهرستان قیرو کارزین 30 خانوار 153 نفر

3 -  کرد شیخ در شهرستان قیرو کارزین 16 خانوار -92 نفر

4- کرده شیخ در شهرستان لار 25 خانوار 132 نفر

5- مزرعه کردی در بخش  مرکزی مرودشت

6- کردیل در شهرستان قیرو کارزین 59 خانوار 342 نفر

7-مور کرد از بخش ماهور میلاتی شهرستان ممسنی 16 خانوار -96 نفر

8- بخش کردیان از شهرستان جهرم

9-شهر دژکرد  مرکز دهستان دژ کرد

10- روستای دز کرد از بخش کامفیروز مرودشت 17 خانوار 112 نفر

(اطلاعات اماری مربوط به امار سازمان برنامه و بودجه سال 1369 می باشد )

افزون بر اینها ، شبان کاره های فارس که از سال421 تا 756 قمری بر قسمتی از فارس حکومت می کرده اند از کردان بوده اند و نام انها بر روی نقطه ای فرعی به نام شبانکاره در دهستان پرزیتون مییمند فیروزاباد باقی گذاشته اند هم چنین نام این قوم بر روی شهر شبانکاره در استان بوشهر که قبلا جزو استان فارس بوده است هم بر جای مانده است که نشان دهنده تاثیر کردها بر استان فارس می باشد

در ایلات و عشایر فارس نیز به اسامی تیره هایی بر می خوریم که مطابق سرشماری سال 1377 نام و جمعیت انها در اینجا ذکر می گردد :

1-کردشولی از ایل خمسه با 699 خانوار و 3899 نفر

2- دزکردی از طایفه رستم در نوراباد ممسنی با 2 خانوار و 17 نفر

3-کرد گاو از طایفه مستقل کوهمره سرخی با 26 خانوار و 208 نفر جمعیت (کوهمره سرخی منطقه ای است بکر و دست نخورده در 60 کیلو متری جنوب غرب شیراز که جزء بخش ارژن شیراز می باشد )

4- شبانکاره از طایفه عمله از ایل قشقایی با 200 خانوار و 1003 نفر

5- شبانکاره از طایفه فارسیمدان از ایل قشقایی با 61 خانوار و 308 نفر جمعیت

گرچه این عشایر به زبانهای لری و فارسی و ترکی قشقایی صحبت می کنند اما نشان از تاثیر کرد ها بر روی انان بوده است .

به هر حال این پرسش ها پیش می اید که این روستاها و مناطق و نام های ایلات و طوایف از چه زمانی وجود داشته اند ؟ جغرافیای تاریخی آنها از کی شروع می شود؟ کردانی که نام خود را بر روی این مناطق و تیره ها گذاشته اند از کجا به فارس امده اند ؟و کی به فارس امده اند ؟

در کتاب کردان فارس و کرمان 5 بخش گنجانده شده است که عبارتند از

1-رموم کردان پارس                                                                                      

2-کردان پارس پس از رموم کردان پارس

3- باز ماندگان کردان کوفج در فارس

4- کردان کرمان

5- اسامی روستاها و شهرهای با نام کردان پارس و کرمان

[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:41 ] [ ایل ]

شخصي در جنگل مي كوشيد با تبر درختي را قطع کند.

- از او پرسيدند: چه ميكني؟

- پاسخ داد: مي بينيد كه دارم درخت را تبر می زنم.

- به او گفتند: خيلي خسته به نظر مي رسي، چه مدت است مشغول تبر زدن هستي؟

- گفت: بيشتر از پنج ساعت است، واقعاً كار شاقي است.

- پرسيدند: چرا چند دقيقه به خودت فرصت نمي دهي تا تبر را تيز كني؟ مطمئناً كارت با سرعت بيشتري پيش خواهد رفت.

- مرد با جديت گفت: فرصت ندارم تبر را تيز كنم. مگر نمي بيني كه دارم تبر می زنم؟ !


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:50 ] [ ایل ]

اين قابليت که بتوانيم عواطف خود و ديگران را تميز دهيم و از آن در جهت ايجاد انگيزه برای خودمان و ديگران استفاده کنيم و توانائی مديريت مناسب عواطفمان را در درونمان و در ارتباط با ديگران داشته باشيم

به طور خلاصه:

خود را بشناسيم

خود را کنترل کنيم

ديگران را بشناسيم

ديگران را کنترل کنيم


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:43 ] [ ایل ]
سلام قابل توجه کلیه خوانندگان معزز این بلاکفا از همه شما بزرگواران می خواهم احساسات خود را کنترل کنید وبدانید که نوشتن مطالب در این بلاکفا به منظور اختلاف قومی نیست وهمه در دید نویسنده بلاکفا عزیز وبزرگوار هستند واین فقط برای شناساندن بنکوه های مختلف وارزشمند طایفه کردشولی به جهانیان می باشد ونویسنده این بلاکفا نیز همه افرادی که با او در ارتباط هستند را دوست داشته وبه اندازه خود ودر جای حود احترام قائل است امیدوارم که همه شما موفق ترین افراد باشید

[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:36 ] [ ایل ]
این نوشته جهت مطالعه خوانندگان محترم  وبلاگ (در جواب ارائه نظر محترمشان )نوشته شده است ،

اسد جوان خاکسار فرزند مهدی قلی ابن  حیسنقلی ابن کل محمدقلی (کل مدقلی) از طائفه ارباب دار سر طائفه (کد خدا) مرحوم حاج میرزاجان کریمی محل تولد پاییز 1352( در حال کوچ) کمه زرد سیوند

نام مادر نازی حسینی(معروف به نازدار)فرزند حاج برجعلی حسینی ابن همت علی مادرش گلناز قرنعلی پسر عموی فلامرز یونسعلی وعلی قاسمعلی ومصطفی عباسعلی که میشود پسر خاله حاج حسین بگ لری وزالی وغریب وعباداله جمال  محل زندگی شهر شیراز و (منزل پدری)هم در روستای امیرآباد کافتر می باشد 

سوابق تحصیلی :کارشناس کشاورزی زراعت واصلاح نباتات وکارشناس ارشد مدیریت توسعه (توسعه روستائی)همکار در اداره کل کمیته امداد امام خمینی (ره) فارس

[ شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ] [ 10:11 ] [ ایل ]
خطری که طایفه کردشولی را تهدید میکند شهرنشین شدن آنها ویکجا نشین نبودن آنها که از این رو کردشولی ها به دلیل عدم انسجام ورهبری های متفاوت مجبور به سکنی گزیدن در مناطق مختلفی است که باعث جدائی بین بنکو های مختلف ان می گردد لذا همین باعث پاشیدگی در سلسله کردشولی می گردد .ازطرف دیگر ازدواج بی رویه جوانان با افراد غیر کردشولی ونفوذ طوایف وافراد دیگر در طائفه کردشولی کمک بزرگی به از هم پاشیدن سلسله آن می کند بطور مثال در مسیر کوچ هر جا را که مناسب دیده سکنی گزیده اند.

[ جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 0:2 ] [ ایل ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بررسی مشکلات و گفتگوی آزاد مردمان ایلات و عشایر
معرفی ایلات و عشایر ایران زمین
برچسب‌ها وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب